اين مفهوم مقدس دامنه اى بس گسترده دارد كه از يك فرد انسان آگاه و متعهدى كه تنها مىتواند دست يك فرد ديگر را در بعدى از ابعاد حيات بگيرد و او را از سقوط نجات بدهد ، تا بزرگترين پيامبران الهى را مانند ابراهيم و موسى و عيسى و محمد صلوات اللَّه عليهم أجمعين شامل مىشود .
شايد با نظر در اين مفهوم وسيع بتوانيم تعريف روشنفكر را هم دريابيم كه عبارت است از انسانى آگاه و متعهد كه آگاه ساختن ديگر انسانها و رها ساختن آنانرا از ركود و برگشت به قهقرا ، ضرورتى چونان ضرورت تنفس از هوا براى ادامهء حيات خويشتن ، تلقى مىكند .
درود جانهاى آدميان و درود خدا و فرشتگان و همهء هستى بر اين روشنفكران باد كه قافله سالاران كاروان انسانيتند .
اينان به مرحله اى رسيدهاند كه اگر آدميان را در حال ركود ببينند ، هستى خود را راكد احساس مىكنند .
تلخى فقر و نيازمندىها و بردگى مردم را ناگوارتر از تلخى زهر مهلك در كام خود مىيابند .
در آن حال كه ديگر انسانهاى ناآگاه ، در عيش و نوشهاى مستانه غوطه ورند و نمىدانند از كجا حركت كرده بكجا مىروند ، روشنفكران در شب بيدارىهاى جانكاه ، در عوامل حركت آنان و روشن ساختن خطاها و كجروىهاى تباه كنندهء آن حركت مىانديشند . اگر از يك افق والاترى به كار روشنفكران بنگريم ، خواهيم ديد آنان آن روشنگرانى هستند كه مىسوزند و فروغ خود را بر فضاى درون انسانهاى جامعهء خود مىاندازند ، باشد كه عقل و وجدان در خواب رفتهء آنان را بيدار كنند .
هر چه در بارهء روشنفكر بگوييم ، با نظر به عظمت مقام روشنفكرى كه در جملهء « نمايندگان خداوندى در كرهء خاكى » خلاصه مىشود ، چيز قابل توجهى نگفتهايم .
ساده لوحان در مطالعات ابتدايى خود گمان مىكنند اين گروه روشنفكران
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨١