اين بروز و جريان دائمى حيات و ثبات و پايدارى سطح عميق روان كه در فلسفهء اسلامى تقريبا هفتصد سال پيش گفته شده است ، امروز بوسيلهء گروهى از زيست شناسان مانند اوپارين بعنوان يك كشف علمى مهم وارد معارف بشرى مىگردد : « مواد جسم زنده بىتغيير نمىمانند ، آنها به سرعت زياد شكسته مىشوند ، تا انرژى نهفته شان آزاد شود و بعد ، مواد حاصل از تجزيه شان به محيط پيرامون دفع مىگردند . بدنهاى ما مانند نهرهاى روانند و موادشان بسان آب جويى پيوسته تازه مىشوند » ( 1 ) . باز مىگويد : « اين نوع سازمان حيات را مىتوان به طريقى با سازمان يك اثر موسيقى ، مانند يك سمفونى ، مقايسه كرد كه موجوديت واقعى آن به توالىها و هماهنگىهاى معين تك تك صداها بستگى دارد و كافى است كه اين توالى بر هم بخورد تا در نتيجهء آن ، سمفونى مذكور خراب شود و ناهماهنگى و بىنظمى جاى آن را بگيرد » ( 2 ) . تفسير صحيحى براى ثبات و پايدار بودن واقعيات روان با تحول مستمر حيات ، با هيچ علم و فلسفه اى جز با اين ابيات زير وجود ندارد :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٩
است ، ندارد ، مولوى مىگويد :
هر نفس نو مىشود دنيا و ما
بى خبر از نو شدن اندر بقا
عمر همچون جوى نو نو مىرسد
مستمرى مىنمايد در جسد
قرنها بگذشت اين قرن نويست
ماه آن ماه است آب آن آب نيست
عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم
گر چه مستبدل شد اين قرن و امم
قرنها بر قرنها رفت اى همام
وين معانى برقرار و بر دوام
شد مبدل آب اين چو چند بار
عكس ماه و عكس اختر برقرار
هامش
( 1 ) حيات : طبيعت و منشاء و تكامل آن - او پارين ص 57 .
( 2 ) مأخذ مزبور ص 79 .