دو - مهار كردن اميال و هوى و هوسهايى كه مانع پيشرفت بسوى زندگى مزبور مىباشند .
مسلم است كه برداشتن موانع پيشرفت ، چه عوامل طبيعى و چه عوامل انسانى با آرزو و خيال امكان پذير نيست ، لذا پيامبران الهى هر اندازه كه مىتوانستند كاموران را تبليغ و ارشاد و موعظه نموده آنان را آگاه مىساختند و سپس آنان را از عواقب هوى پرستى و ستمكارى بر حذر مىداشتند و تا آنجا كه قدرت داشتند ، عملا جلو انحرافاتشان را مىگرفتند . و هنگامى كه ناتوان مىگشتند ، آنان را به حال خود مىگذاشتند ، تا نتايج كردارشان را بينند . آرى براى كسى كه :
چندين چراغ دارد و بيراهه مىرود
پاسخى جز اين وجود ندارد كه :
بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش
آيا دين براى تخدير بينوايان بوجود آمده است
از اين مبحث اين نتيجهء اساسى را هم مىگيريم كه مبارزه كنندگان با دين و مخالفان آن همواره مردم خود كامه و لذت پرست بودهاند ، نه اين كه اين تبهكاران دين را براى تخدير بينوايان مىساختند ، تا آنان را استثمار كنند . زيرا اديان حقه اى كه مستند به منابع الهىاند ، متن كار و هدف اساسى خود را عدالت قرار دادهاند ، تبهكاران از عدالت و تعديل قدرتها و امتيازات وحشت داشتند . و براى جلوگيرى از عامل وحشت خويش بهر كارى اقدام مىكردند ، اگر چه مبارزه با مذهب و اخلاق و ساير وسايل ترقى و زندگى پاكيزه بوده باشد .
2 - ملاء
- چنان كه در تعريف آن گفتيم ، عبارت از چشمگيران و اشراف و كسانى است كه موقعيت خود را در مجراى اشباع خود خواهى در مجتمع تثبيت كردهاند .
براى توضيح اهميت مسئلهء « ملا » در جوامع بشرى و صف آرايى آنان در برابر اديان و هر گونه عامل پيشرفت ، اين مطلب را يادآور مىشويم كه از يادگارهاى قرن نوزدهم ميلادى است .
بعضى از متفكران در آن قرن به اين مطلب تأكيد مىكردند كه اغنيا و ثروتمندان