اين دو گروه هر چه در بارهء عدالت بيانديشند و بگويند ، جز صرف بيهودهء عمر خود و ديگران نمىتوانند كارى انجام بدهند . براى روشن شدن اين مطلب ، مضمون جمله اى از امير المؤمنين ( ع ) را كه در خطبههاى آينده خواهيم ديد ، در اينجا مىآوريم : « عدالت آن پيك امين است كه اگر روزى به نفع تو به سراغت آيد ، روزى ديگر به ضرر ( 1 ) تو در خانه ات را خواهد زد » . عدالت يعنى رفتار مطابق قانون . قانون بيان كنندهء ضرورتها و شايستگىها در نوع ارتباطات آدمى با « جز خود » مىباشد . بنا بر اين : 1 - موضوع عدالت فوق خوشىها و ناخوشىها و لذتها و المها مىباشد . 2 - عدالت درمان دردهاى زندگى اجتماعى ما است ، هيچ عاقلى توقع طعم شربت گوارا را از درمان ندارد . 3 - عدالت عاليترين نمايندهء اوصاف الهى در روى زمين است ، اوصاف الهى فوق لذت و خوشى و شادىهاى طبيعى است . 4 - در هر انسانى كه عشق به عدالت برافروخته شود ، فاصله ميان او و عشق به خدا گامى بيش نمانده است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٧
اين جمله را بعنوان يك اصل انسانى بپذيريم كه : « ما نبايد چيزى را از روح انسانى باز بگيريم ، حذف و بريدن و منها كردن از روح آدمى غلط و ضد قانون است ، تعديلش كنيم و اصلاحش نماييم » .
ويكتور هوگو اگر چيزى شايستهء نابود شدن بود ، خدا آن را در موجوديت آدمى قرار نمىداد . اگر يك نيرو و استعدادى در طبيعت آدمى زائد و مضر بود ، ميليونها حركات و فعاليتها و قوانين طبيعت دست بهم نمىداد تا آن نيرو و استعداد را به
هامش
( 1 ) البته چنان كه در آينده توضيح خواهم داد ، مقصود ضرر واقعى نيست ، بلكه آن ناگوارى است كه در قلمرو حيات واقعى عين نفع است .