ظاهرى قرار دادند ( 1 ) ، بطورى كه اگر آن حضرت با اين اقليت دست به پيكار مىزد ، باضافهء اين كه كشتار زيادى در حساسترين موقعيت اسلام ( روزهاى وفات پيامبر ) به راه مىافتاد ، ساده لوحان كه اكثريت چشمگير را تشكيل مىدادند با راهنمايى زيركان جامعهء ابتدايى اسلام را با اين گمان پليد كه « على رياست مىخواهد » تيره و تار نموده اغتشاشات و جنگ و پيكارهاى جاهليت را تجديد مىكردند . امير المؤمنين ( ع ) از اين آشوب و ارتداد سخت بيمناك بود ، لذا چنان كه در مواردى متعدد از نهج البلاغه مىبينيم ، آن حضرت دست از پيكار مىكشد و در مقام رهبر گروه محافظ اسلام انجام وظيفه مىنمايد . بنا بر اين ، سكوت امير المؤمنين ( ع ) در چنان موقعيتى روى همان اصل بوده كه در جملهء « حركت براى پرواز بسوى مقصد ، نياز به بال و پر دارد » ابراز فرموده است . دوم - تفسير اصل كلى مزبور :
قدرت شرط اساسى تكليف است
تكليف نمودن انسان به ما فوق قدرت از هر مقامى كه باشد ، موافق منطق اصول انسانى نيست . اين قانون عمومى ملل و اقوام در همهء شئون بشرى است ، مخالف اين قانون همان سفسطه بازانند ( 2 ) كه زير و رو كردن واقعيات و شعبده بازى در معارف بديهى ،