انديشهء قوميت عربى و احاطهء انسانى آن
* تا زندهام برادرانم را رها نمىكنم كه در بدبختى غوطهور شوند . همانگونه كه تشنگان ، آب را رها نمىكنند .
* همسايه من ، در زندگى ، دچار سختى نمىشود ، چون من مثل كسانى نيستم كه مانند عقرب به دوستان خود نيش مىزنند .
عروة بن الورد
* جنگ ، همان است كه ديديد ، و طعم آن را چشيديد . اين واقعيت را هرگز نمىتوان انكار كرد .
زهير بن ابى سلمى
* من به آيين دوستى مىگروم ، هر چند كه كاروان آن پراكنده باشد . دوستى ، دين و ايمان من است .
ابن العربى
تمدن ديرپاى قوم عرب ، همواره عظمت شگفتانگيزى داشته است . همانگونه كه ملل ديگر با سرودن شعرى يا رصد كردن ستارهاى يا اختراع حرفى يا وضع عددى در تمدّن ، سهمى داشتهاند . با اينكه تاريخ قديم عرب از تمام تاريخهاى اقوام و امم پيچيدهتر است ، از آثار دوره دوم جاهليت پيش از اسلام آثارى به دست ما