بردند . شعر و ادبى پديد آوردند كه بهوسيله آن برابرى خود را با نوابغ بزرگ جهان به اثبات رساندند .
ابوالطيب متنبى ، شاعر خوشفكر و اجتماعى ، به مرحلهاى رسيد كه به زبان جوانان سخن گفت و حرف دل هر انسانى را به زبان آورد ، و به همراه روزگار و همچون كوههاى سرسخت ، جاويد ماند . دربارهء خودش مىگويد :
« بسى از كوهها و درياها كه پيمودم ، آنان شهادت دادند كه من كوه و دريايم . »
ديگران دربارهاش گويند :
« مردم ، متنبى دومى را نديدهاند . روزگار از آوردن همانندى براى او ناتوان است . »
« روح او دريايى است مواج و مظهر شكوه و عظمت . »
آرى ، اين است ابوالطيب متنبى . سخن سرايان دربارهء نيروى تخيل او چه مىگويند ؟
« او مظهر نيروى سركش تخيل است . تو گويى گردبادى مخوف است كه زمين و آسمان را به لرزه درآورد . »
اين تخيل ، نرمش و سكون ندارد ؛ همهجا آفريننده است : در وصف سپاه ، شب ، بيابان ، برف ، شير ، جنگ و انقلاب . اين نيروى تخيل ، اگر در راه حماسهسرايى به كار مىافتاد از ايلياد هومر و شاهنامه فردوسى پيشى مىگرفت . دليل آن قصيدهاى است كه با مطلع « علىقدر اهلالعزم » شروع مىشود . اگر متنبى اين قصيده را طولانى مىكرد ، پيشاپيش همهء حماسهسرايان جهان جاى مىگرفت . حماسه يكى از دلايل روشنى است كه نيروى تخيل را ثابت مىكند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2085
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٠٨٥