تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

در اصول عالم تشيّع هرگز چنين اعتقادى صحيح تلقى نمىشود . در هيچ يك از منابع معتبر شيعه ، أئمهء معصومين عليهم السلام شايستهء پرستش معرفى نشده‌اند كه سهل است بلكه انحراف از توحيد كسانى كه چنين عقيده اى را بپذيرند نيز مسلم گشته و جاى كمترين اختلاف نيست . از طرف ديگر روش تفريطى گروهى ديگر ، آن بندگان محبوب خداوندى و رشديافتگان عالم هستى و مقربان درگاه الهى را ، مانند افراد معمولى تلقى كرده مقام آن اولياء اللَّه را از روى حسادت يا ديگر اغراض غير الهى پايين مىآورند درك و دريافت حدّ وسط كه مناسب واقعيت پيشوايان معصوم باشد ، كار آسانى نيست از متفكر معروف نظام معتزلى چنين نقل شده است كه : « علىّ بن ابي طالب محنة على المتكلَّم ، ان و فى حقّه غلا و ان بخسه حقّه اساء و المنزلة الوسطى دقيقة الوزن حادّة الشّأن صعب المراقى الَّا على الحاذق فى الدّين » ( 1 ) . ( على بن ابي طالب مشقتى است براى كسى كه در بارهء او سخن مىگويد ، اگر بخواهد حق او را ادا كند ، غلوّ خواهد كرد و اگر از حق او بكاهد ، در بارهء او مرتكب بدى شده است . حدّ متوسط داراى ميزان دقيق و وضع تند و مراتب دشوارى است كه كسى جز دارندگان مهارت در دين نمىتواند از عهدهء درك آن برآيد ) . در مجلد اول در معرفى شخصيت على از ديدگاه على ( ع ) دستور او را در لزوم عقيدهء حدّ وسط متذكر شديم .

دوگانه پرستى ( ثنويت ) و سه گانه پرستى ( تثليث )

به نظر نمىرسد كه در تاريخ عقايد بشر مكتب و يا مذهبى بعنوان دوگانه پرستى حقيقى وجود داشته باشد . مقصود ما از دوگانه پرستى حقيقى آن است كه دو خداى واقعا بىنهايت و با اوصاف خداوندى كه واقعا هر يك ذات واجب الوجود
هامش
( 1 ) عول و تعصيب آقاى دكتر عبد الرحيم نجات ص 59 چاپ 1343 .