تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
پيدا كند . مسئلهء سوم - در اين كه گفتار و كردار و هدفگيريها و انديشه‌هاى فرزند ابي طالب همه و همه بر مبناى « حيات معقول » بوده و كمترين انحرافى از صراط مستقيم الهى نداشته است ، هيچ كس اندك ترديدى ندارد . حكمت و معانى عالى مكتب اسلام باعتراف همهء مطلعين از تاريخ امير المؤمنين بوسيلهء امير المؤمنين براى مردم روشن شده است . بعنوان مثال معارفى كه آن حضرت در حكمت الهى و اخلاق و مسائل اجتماعى و سياسى در نهج البلاغه آورده است ، بهترين دليل براى اثبات حركت امير المؤمنين در صراط مستقيم الهى بوده است . ولى اگر پيشكشيدن اين عظمتها و امتيازهاى اختصاصى موجب مختل شدن اسلام و زندگى مسلمانان باشد ، به هيچ وجه مورد رضايت امير المؤمنين نخواهد بود . و چنان كه اشاره كرديم در اين دنيا رسم قدرت محوران ماكياولى صفت همواره در صدد پيدا كردن مواد خام و وسايل مناسب براى باز كردن موقعيت سياسى و سلطه گرى خود برمىآيند ، هر اندازه كه اين مواد خام و وسايل در اعماق جانهاى مردم بيشتر ريشه دوانيده باشد ، براى بازيگريها و صحنه - سازيهاى آنان مفيدتر و نتيجه بخشتر خواهد بود و چه مسئله اى عميقتر و ريشه - دارتر از مسئلهء امامت و خلافت كه براى هر مسلمان بطور جدى مطرح است خدا ميداند كه در قرون و اعصار گذشته ، خودكامگان خودمحور از اين مسائل چه سوء استفاده‌ها كرده و چه خونها ريخته و چه انسانهائى را به نابودى كشانده‌اند . اگر خود زمامداران پيش از امير المؤمنين در زمامدارى و خلافت آن حضرت زندگى مىكردند ، مطابق اصول و قوانين اسلامى حتما از امير المؤمنين تبعيت مىنمودند . زيرا خود آنان شايستگى آن حضرت را از نظر همهء اصول عالى انسانى مىپذيرفتند . حال كه چنين است ، شخصيتها و گروه‌ها و جوامع بيابند و رفتار امير المؤمنين را در مسير « حيات معقول » پيش بگيرند و در صراط مستقيم گام بردارند و اسلام را به اوج اعتلاى خود برسانند و نام اين رفتار را هر چه كه بخواهند بگذارند و مجالى بر دشمن از خدا بى خبر و انسان بيگانه ندهند كه فرصت