مىگويند : موقعى كه سخنان امير المؤمنين عليه السلام به اينجا رسيد ، مردى از اهل عراق برخاست و نامه اى به او داد ، آن حضرت كه نامه را مطالعه مىكرد .
ابن عباس گفت : يا امير المؤمنين ، كاش سخنانت را از همان جا كه قطع فرمودى ، ادامه مىدادى .
حضرت فرمود : هيهات ، اى فرزند عباس ، سخنانى كه گفتم ، شقشقه اى بود كه با هيجان برآمد و خاموش شد . ابن عباس مىگويد : سوگند به خدا ، هرگز به سخنى مانند اين خطبه ى ناتمام امير المؤمنين تأسف نخورده بودم ، كه آن پيشواى الهى مقصود خويش را از اين خطبه به اتمام نرسانيد .
پايان ترجمهء خطبهء سوم
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٦