تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
دست از تحريكات خود برنمىدارد . يعنى وقتى كه انسان بيگانه از واقعيات مزبور ، « خود » را مورد اعتنا قرار نمىدهد ، آن « خود » از بين نمىرود و تا مدت زيادى به تحريكات خود ادامه مىدهد ، انسان بيگانه از « خود » مجبور است با آن تحريكات به مبارزه برخيزد ، در اين مبارزه است كه قيافهء عداوت با « خود » نمودار مىگردد ، مثلا « خود » مىگويد : حق كسى را پايمال مكن و براى اجراى اين دستور تحريكاتى جدى به راه مىاندازد ، انسان بيگانه از خود مجبور مىشود براى خاموش كردن دستور و تحريكات مزبور دست به كار شود ، اين دست به كار شدن ، يعنى وارد شدن به كارزار مبارزه با « خود » . اگر « خود » در دستور دادن و تحريكاتش با شكست روبرو شد [ كه البته مدتى طولانى لازم دارد تا يك خود معتدل به كلى از پاى در آيد ] به نظر چنين مىآيد كه ديگر بساط كارزار و مبارزه و عداوت برچيده شده است و آرامشى در درون آدمى به وجود آمده است ، ولى اين گمان و پنداريست كه ناشى از حماقت بىنهايت بشر از خود بيگانه مىباشد ، كه نمىتواند تفاوتى ميان مرتفع شدن پيكار به وسيلهء انتحارى كه انجام داده است ، و آرامش ميدان درون بگذارد . آرى ، موقعى كه « خود » يا شخصيت در ميدان درون غرقه به خون متلاشى مىشود ، كارزار هم مرتفع مىگردد . بدين ترتيب مىتوانيد خصومت با خدا را كه با هيچ چيزى جبران نمىپذيرد تفسير فرماييد . 5 - و اشهد ان لا إله الَّا اللَّه وحده لا شريك له ، شهادة ممتحنا اخلاصها ، معتقدا مصاصها ( شهادت به يگانگى بىانباز آن معبود مطلق مىدهم كه جز او خدايى نيست ، شهادتى كه خلوصش از آزمايشها گذشته و حقيقت نابش در دل و جان نشسته ) .

شهادت با اخلاص به وحدانيت الهى

اين شهادت كه على بن ابي طالب ( ع ) به يگانگى معبود مطلق مىدهد ، تنها نوعى از معرفت مجرّد كه از ديدن نظم و هماهنگى كارگاه طبيعت حاصل مىشود ، نيست ، اين شهادت تنها از براهين و دلايل توحيد كه در فلسفه‌ها و اصطلاحهاى جالب
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 249 | محمد تقي جعفري