تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
مىدانيم كه قانون اساسى حيات ، دفاع و بوجود آوردن عوامل بقاى آن است . اين قانون راهنماى طبيعى براى تحصيل وسايل ادامهء حيات و دفاع از آن مىباشد . همچنين پديده‌ها و روابط اجزاى ، طبيعت بر مبناى نظم خاصى حركت مىكنند ، و ما بايستى با روابط منظمى با طبيعت در تماس باشيم . 2 - ميدان قراردادى - اين نوع ميدان شامل هر گونه عوامل و قوانينى است كه زندگى اجتماعى ما را تنظيم مىكند . مانند قوانين و عوامل بوجود آورندهء حق و تكليف كه زندگى اجتماعى بدون آنها امكانناپذير است . كشف و تنظيم دو ميدان مزبور بعهدهء راهنماى درونى و برونى است كه در زير توضيح مىدهيم . 1 - راهنماى درونى - مانند انديشه و تعقل و وجدان كه در وضع طبيعى و معتدل ، ضرورتها و مفيديتها را براى آدمى توضيح مىدهند . 2 - راهنماى برونى - كه شامل مربيان و معلمان و دانشمندان و مصلحين و حكماء و پيشوايان الهى مىباشد . با نظر دقيق در سرگذشت بشرى ، نمىتوانيم دوره اى را پيدا كنيم كه انسانها از همهء اين عوامل راهنمايى محروم بوده باشند ، مگر در حالات استثنايى جوامع كه اختلال و تشويش بقدرى حاكميت داشته باشد كه جامعه موجوديت خود را از دست بدهد ، مانند بيمارى سختى كه يك فرد را در خود مىفشارد و آگاهى او را به موجوديت خويشتن سلب مىنمايد . براى تصور اين حقيقت كه حتى در ابتدايىترين جوامع ، نوع يا انواعى از راهنمايان احساس لزوم زندگى آرمانى را براى آدميان به عهده داشته‌اند ، عبارت زير را كه در مجلد اول هم نقل كرده‌ايم ، مطرح مىكنيم : « انديشه‌هاى لطيف فلسفى و باورداشتهاى متعالى مذهبى ، پابپاى خرافه گرايى ، و گمانهاى ساده لوحانه و كودك پسندانه عموما در افسانه‌ها منعكساند . اسطوره‌ها همانند كانهاى ذغالسنگ ، انبوهى از ذغال و رگه‌هاى الماس را با هم و درهم دارند . از اين روى تا اسطوره كاوى نسج افسانه‌ها را از شكل قصه گونه ى آنها ، به واحدهاى اوليهء فكرى ، به نخستين ياخته‌هاى تشكيل دهندهء عقيدتى آنها باز پس نكاود ، ما هرگز به گوهرهاى مكنون و پايدار لطايف انديشهء بشرى ، در بطن اسطوره ها