معصومين است . اين تفسير با آن معناى عمومى كه براى اسماء گفته شده است ، منافاتى ندارد ، زيرا پيشوايان الهى با عظمتترين حقايقاند كه معرفت آدم و فرزندان او به آنها از امتيازات با اهميت است . گفته شده است كه در آيه اى از قرآن چنين آمده است : * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ ) * ( 1 ) . ( و از علم بشما جز اندكى داده نشده است ) . در صورتى كه خداوند در آيهء مورد بحث مىفرمايد : « و خداوند همهء حقايق را به آدم تعليم نمود » . اين دو مسئله چگونه سازگار مىباشد پاسخ اين سؤال چنين است كه علم آدم به همهء حقايق عالم خلق بوده است نه عالم امر كه روح به آن مستند مىباشد . پاسخ ديگرى به سؤال مزبور مىتوان داد و آن اينست كه مقصود از جملهء و ما اوتيتم ( داده نشدهايد ) جهل ناشى از عوامل مربوط به خود انسان است ، مثلا دنبال علم و معرفت را نگرفتن ، يا تقوى و خلوص و ايمان اعتلا بخش تحصيل نكردن . كه اگر در راه علم و معرفت و ايمان تكاپو مىكرد ، و درون خود را آمادهء گيرندگى ملكوت الهى مىنمود ، به مقدار گنجايش و استعدادى كه خدا داده است ، از آن امر فرا مىگرفت . در يكى از آيات به مشاهدهء ملكوت آسمانها و زمين تحريك شده است : * ( أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ( 2 ) . ( آيا آنان در ملكوت آسمانها و زمين نظاره نكردهاند ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٥
مباحث مربوط به شيطان و تكبر و امتناعش از سجده به آدم ، در كتب تفسير قرآن و مسائل كلامى ، فراوان مطرح شده است . ما در مجلد پنجم از تفسير و نقد
هامش
( 1 ) الاسراء آيه 85 .
( 2 ) الاعراف آيهء 185 .