اجزاء تشكيل دهندهء خون و سلَّولها و غير ذلك كه در جريان زندگى آدمى ائتلاف دارند . و اين هماهنگى و ائتلاف يكى از دو ركن اساسى حيات انسانى است . ركن دوم حيات او ، اضدادى است كه در تكاپو و پويندگى منظم خود ، ادامهء حيات را امكانپذير مىسازند . بحث مشروحى در بارهء تضاد در تفسير جمله : و بمضادّته بين الأشياء عرف ان لا ضدّ له . ( و به جهت تضادى كه ميان اشياء انداخته است ، معلوم مىگردد كه براى خداوند ضدّى وجود ندارد ) . انجام خواهيم داد . 96 ، 97 - وَاسْتَأْدَى الله سُبْحانَه الْمَلائِكَةَ وَديعَتَه لَدَيْهِمْ وَعَهْدِ وَصِيَّتِه الَيْهِمْ فى الاْءِذْعانِ بِالسُّجُودِ لَه فَقالَ سُبْحانَه : * ( « وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا » ) * ( 1 ) ( آن گاه خداوند سبحان اداى امانتى را كه در بارهء آدم به فرشتگان سپرده و وصيتى را كه به آن موجودات مقدس براى اعتقاد و انجام سجده به آدم و خضوع و تعظيم به او نموده بود ، مطالبه كرد و فرمان سجده را صادر فرمود كه : « به آدم سجده كنيد ، همهء فرشتگان به آدم سجده نمودند مگر شيطان ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٠
ما براى توضيح دستورى كه به فرشتگان براى سجده به « آدم » ( ع ) داده شد ، ترجمهء آيات مربوطه را مىآوريم : هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت : من خليفه اى در روى زمين قرار مىدهم ، فرشتگان گفتند : خدايا ، كسى را روى زمين قرار مىدهى كه فساد در آن راه بياندازد و خونها بريزد ، در حالى كه ما با ستايشت تسبيح و تقديست مىكنيم .
خدا گفت : من مىدانم چيزى را كه شما نمىدانيد .
خداوند همهء اسماء را به آدم تعليم نمود و سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرد و گفت :
هامش
( 1 ) پس از كلمهء بالسجود له ، اين دو كلمه : « و الخنوع لتكرمته » ( و خشوع در اكرام آدم ) وجود دارد .