تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
واحدهاى عاليترى موجب فعاليت روانى يا تأثر احساسات و عواطف او مىگردد . آدمى در مجراى رشد روانى هرگز از تأثير و تأثر ميان « خود » و « جز خود » بر كنار نمىشود ، آنچه كه صورت مىگيرد ، تغير و دگرگونى در خود و جز خود مىباشد . همواره چنين است كه « خود » عالىتر و رشد يافته تر « جز خودهاى » عالىتر و رشد يافته ترى را برابر خود مىبيند . « خود » يك كودك ، عروسكى را به عنوان « جز خود » كه بايستى در برابر « خود » او مطرح شود ، برمىنهد . در حالى كه « خود » يك شخص نابغه ، اكتشاف موضوع مورد تحقيقش را به عنوان جز خود در مقابل « خود » برمىنهد . يك انسان با عظمت كه رشد روحى او به حد كمال رسيده است ، عظمت و رشد ديگر انسانها را كه مانند اجزاء موجوديت خويش تلقى مىكند ، به عنوان جز خود مطرح نموده دو طرف تأثير و تأثر او خود رشد يافته و رشد ديگر انسانها است . در همين نهج البلاغه بارها خواهيم ديد كه « خود » على بن ابي طالب ( ع ) كه عبارت است از يك شخصيت كمال يافته ، جز خودى را كه مطرح كرده است ، عدالت اجتماعى و ايجاد عوامل رشد افراد اجتماع است . تأثير او در بارهء جز خود ، فعاليت براى پيش برد آرمانهاى عالى اجتماعى است و تأثر او از جريانات موافق يا مخالف آرزو و ارادهء او در آرمانهاى مزبور است . خلاصه خود هشيارى ( علم حضورى ) يكى از روشنترين دلايل تجرد روح است و قانون تأثير و تأثر روح با مادّه ، اخلالى به خود هشيارى وارد نمىسازد .

دليل چهارم - بررسى و قضاوت روح يا من

گاهى ما در بارهء اجزاء برونى خود بررسى و قضاوت مىكنيم ، مانند اين كه انگشتان دست راست خود را با انگشتان دست چپ مقايسه نموده و در بارهء كارآيى آن دو قضاوت مىنمائيم . همچنين قدرت بينايى و شنوايى و چشايى خود را با يكديگر مقايسه و در بارهء قدرت و نتايج آنها داورى مىكنيم . گاه ديگر مىتوانيم نيروها و فعاليتهاى درونىمان را در برابر هم نهاده و آنها را با يكديگر مقايسه نمائيم ، مانند مطرح كردن وجدان و تعقل و احساسات و