يا دنيا غرى غيرى ( اى دنيا ، برو ديگران را فريب بده ) هم او است كه مىگويد : 10 - وَالله لَو اعطيتُ الأَقاليمَ السَّبعَةَ بِما تَحتَ افلاكِها عَلى ان اعصِىَ الله فى نَملَةٍ اسلِبُها جِلبَ شَعيرَةٍ ما فَعَلتُ ( 1 ) . ( سوگند به خدا ، اگر همهء كره زمين را با آنچه كه زير افلاك آن است ، به من بدهند كه خدا را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى معصيت نمايم ، چنين كارى را نخواهم كرد . ) 11 - « وَانَّ عَلَىّ مِنَ الله جُنَّةٌ حَصينَةٌ فَاِذا جاءَ يَومى انفَرَجَت عَنىّ وَاسلَمَتنى فَحينَئِذٍ لا يَطيشُ السَّهمُ وَلا يُبرءُ الكَلمُ » ( 2 ) . ( و زندگى من زير سپر محكمى از مشيت الهى است ، در آن هنگام كه آخرين روز زندگيم فرا رسد ، آن سپر از زندگى من برداشته مىشود و تسليم به مرگم مىنمايد ، در اين موقع نه تير بخطا مىرود و نه زخم بهبود مىيابد ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — Page 237
Contributors: محمد تقي جعفري
P.237
من به خود نامدم اينجا كه به خود بازروم
آن كه آورده مرا باز برد در وطنم
در دنبال آن قانون زندگى كه موجودى را روزى فروغ حيات مىبخشد ، قانون ديگرى وجود دارد كه روز ديگر همان فروغ را خاموش مىنمايد . اينست مشاهدهء سطحى در بارهء زندگى و مرگ كه همگان دارا مىباشند . يك بينش عميقترى در زندگى و مرگ وجود دارد كه با عينك سطحبين حيات امكان پذير نيست . زندگى و مرگ با آن بينش عبارت است از بروز حيات از اين خاكدان و قرار گرفتن در مسير تكاملى ، و چشيدن ساغرى كه در هنگام وداع شخصيت از كالبد مادى صورت مىگيرد .
چشيدن اين ساغر مرگ ناميده مىشود :
Footnote
( 1 ) ط 222 ج 2 ص 245 .
( 2 ) ط 60 ج 1 ص 104 .