آن همه شيفتگى و بيقرارى و محبت الهى را دارا شود و گرايش و عبادت خود را ما فوق مجراى معامله گرى قرار بدهد . بلى ، او است كه مىگويد : 7 - « الهى ما عَبَدتُكَ خَوفاً مِن عِقابِكَ وَلا رَغْبَةً فى ثَوابِكَ وَلكِن وَجَدتُكَ اهلًا لِلعِبادَةِ فَعَبَدتُكَ » ( 1 ) . ( اى خداى من ، ترا نه براى ترس از عذابت عبادت كردم و نه براى تمايل به پاداشت ، ترا شايستهء عبادت ديدم و بندگيت نمودم ) . سه - سخنان او در الهيات ، چه در نهج البلاغه و چه در منابع معتبرى كه از آن شخصيت نقل شده است ، عارى از هر گونه بازيگرىهاى ذهنى و ساخته شدههاى مغزى معمولى است ، چنان كه در موقع تفسير الهيات نهج البلاغه خواهيم ديد ، آن حقيقتى را كه على بن ابي طالب ( ع ) معرفى مىنمايد و اوصاف و رابطهء او را با جهان هستى بيان مىكند ، جز با تجلى خود آن مبدء اعلا در درونش امكانپذير نمىباشد . مىگويد : « من هرگز شك نكردهام » .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٧
در طول تاريخ علم و معرفت ، شمارهء كسانى كه موفق به آگاهىها و شناسايىهاى چشمگيرى شدهاند فوق العاده كمتر از شمارهء افرادى است كه به ديدن و شناختن سطحى قانع بوده و با يك « من سطحى » در پديدههاى سطحى از جهان هستى روزگارشان سپرى شده است . آن شمارهء بسيار محدود نيز بنوبت خود ، به دو گروه عمده تقسيم مىشوند : گروه يكم - كسانى هستند كه ديدگاه آنان از محدودهء موضوعات مورد بررسىشان تجاوز نمىكند ، مانند اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان كه يك يا چند قلمرو از جهان طبيعت را مانند نمودهاى فيزيكى معين يا شيميائى مشخص ، مورد مطالعه و تحقيق قرار مىدهند و همچنين يك يا چند موضوع انسانى را مانند حقوق ،
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ميثم بحرانى ج 1 ص 80 .