در اينباره نه نهى كرده بودم و نه فرمانى صادر كردم ! » و اين بود كه هند به لقب « جگرخوار » مشهور شد !
آنگاه كه ابوسفيان در فتح مكه از روى ناچارى اسلام آورد ، هند دختر عتبه فرياد مىزد : « ابوسفيان ! اين شخص پست و ناپاكى را كه اميد خيرى به او نيست به قتل برسانيد . مرگ بر رئيس طايفه ، چرا نجنگيديد و چرا از خود و سرزمينتان دفاع نكرديد ؟ ! »
هنگامى كه هند اين سخنان را مىگفت ، به ميزان رحمت محمد ( ص ) و عفو و گذشت او درباره خود و شوهر و پسر و خاندانش پى نبرده بود .
معاويه توسط چنين پدر و مادرى تربيت يافته بود ! علاوه بر اخلاق و خصلتهاى قوم و اجدادش كه كمترين آنها قدرتطلبى و رسيدن به آن از راه سياست نيرنگآميز و حيلهگرانه ، توطئه و عوامفريبى و امثال آن بود ، وى دستپروردهء قومى بود كه على ( ع ) درباره آن مىگويد : رشوهخواران ، كسانى كه خيانتكاران و فاسقان را با اموال مردم مىخرند ، كسانى كه اگر بر مردم مسلط شوند ، خشم ، فخر ، قدرتطلبى ، خودخواهى و فساد را در زمين آشكار مىسازند . »
معاويه در زمان حكومت عمربن خطاب كه استاندار شام بود تعصب جاهلىاش را مخفيانه و در پوششى از حيله و چاپلوسى به كار مىانداخت . اما در زمان خويشاوندش عثمان ، به تدريج پردههاى نيرنگ او به كنارى رفت . زيرا معاويه در زمان او ، براى زمامدارى خويش و فرزندانش به فعاليت پرداخت ، بدون آنكه توجهى به خلافت و يا اسلام داشته باشد !
معاويه سد محكمى از قدرت و ثروت را برگرد خود به وجود آورد و از بيتالمال مسلمين افراد را تطميع مىنمود .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1570
مساهمون: جورج جرداق
ص١٥٧٠