Skip to main content

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — Page 782

Contributors:

P.782
مىزدند و دست از او نمىكشيدند تا آنكه زندگى را وداع گويد و يا پول و مالى را بدهد كه به « چيزهاى گرانبها و كمياب بىشمار در گنجينه‌هاى شاهزاده‌ها و امرا افزوده شود و يا نقش و نگار و كاشىكارىهاى جديدى براى محيط دربار ساخته‌شود ! » تاريخ‌نويسان ما از تاريخ و حوادث آن ، فقط به « جلال و شكوه سلطان » ! توجه دارند ، اما توده مردم سرزمينها ؟ . . . لعنت و نفرين زمامداران و نويسندگان متوجه آنان و فرزندانشان است ! آنها اصولًا چرا زنده‌اند و براى چه زندگى مىكنند ؟ . . . « شكيب ارسلان » درباره درآمد دولت عباسى مىگويد : « درباره درآمد دولت عباسى روايات گوناگونى نقل شده ، ولى همه آنها در اين‌موضوع اتفاق‌دارند كه اين درآمد به‌مرحله ارقام خيالى باورنكردنى رسيده بود . مثلًا نزديكترين روايات به صحت و درستى ، آن است كه درآمد خزانهء خليفه در زمان رشيد ، سالانه هفت هزار قنطار « 1 » از طلا بود » . « 2 »
Footnote
( 1 ) . قنطار وزنى در حدود صد رطل است و هر رطلى برابر با 84 مثقال ! . . . حساب كنيد ببينيد كه درآمد جناب خليفه سالانه چند ميليون مثقال طلاى ناب بوده است ! ! . . . م ( 2 ) . از كتاب مجالىالاسلام . . ( اين كتاب توسط « حيدر بامات » به زبان فرانسه نوشته شده و سپس عادل زعيتر آن را به عربى ترجمه كرده است ) نقل از مقاله شكيب ارسلان در مجله فرانسوى لاناسيون آراب ، سال 1938 تحت عنوان : « عظمت بغداد در دوران خلفاء » مؤلف . مجالى الاسلام يكى از بهترين كتاب‌هايى است كه در زمينه تاريخ ، فرهنگ ، علوم ، آراى فلاسفه و تمدن اسلامى نوشته شده است . اين كتاب را يكى از مستشرقينى كه اسلام آورده و به‌نام « حيدربامات » موسوم شده ، تأليف كرده و آقاى « عادل زعيتر » آن را به‌عربى درآورده كه در قاهره چاپ شده است . در فصل ششم اين كتاب ، مؤلف محترم ضمن اشاره به اوج تمدن اسلامى مطالبى هم درباره خلافت عباسى در بغداد از « شكيب ارسلان » نويسنده معروف عرب كه در شماره 20 - 21 مجله فرانسوى لاناسيون آراب مردم عرب سال 1938 م درج شده ، نقل كرده است . شكيب ارسلان ضمن نقل مقدار درآمد دولت عباسى كه سالانه بالغ بر هفت هزار قنطار طلا مىگرديد ، توضيح مىدهد كه هر « قنطار طلا » معادل سى هزار دينار برآورد شده است . . . براى مزيد توضيح درباره مطالب بالا به مجالى الاسلام ، ص 91 به بعد مراجعه شود . م