مىرود ، خطوط عمومى و برنامه كلىاى براى دورانى از تاريخ انسان وضع مىكند ، ولى دستورالعمل ثابت براى هر زمانى نيست .
و همينطور وضع ادامه مىيابد ! . . .
در روشنايى چنين پرتوى بايد مراحل غنى و ارزنده تاريخ ما و هر تاريخ ديگرى بررسى شود . و از زمرهء اين مراحل ، مرحلهاى است كه قهرمان آن على بن ابيطالب بود . . . يكى از بزرگمردانى كه در اعلان حقوق بشر شركت داشتند . و ما در موقع خود ، بهزودى ، سهم و نقش امام را در اين مورد نشان خواهيم داد تا در تاريخ ما شرف و افتخار باشد و براى امروز ما نيز عامل محركى براى پيشرفت باشد نه براى واماندن در گهواره ديروز !
* * * گفتار ما درباره انقلاب فرانسه ، بالضروره ايجاب مىكند كه سخنى نيز از جوامع پيشين و قوانين آنها بهميان آوريم تا حلقههاى زنجير واحدى را كه تاريخ از آنها تشكيل مىيابد و قسمتى از آن بدون قسمت ديگر فهميده نمىشود ، بههم پيوند دهيم . البته سخن درباره اجتماعات قديمى غرق شده در كهنگى را ، كه هرگونه مفهوم و معنى انسان در آن ضايع و نابود شده است ، كوتاه مىكنيم و به همان بحث اجمالى اكتفا مىنماييم تا مقدمهاى براى انتقال به بررسى وضع يونان و روم باشد كه دو حلقه وصل بين اين جوامع كه مورد توجه ما است و اجتماعات بعدى كه قوانين و سيستمهاى آنها با طلوع انقلاب فرانسه پايان يافت ، بهشمار مىروند .
* * * فشار و اختناق و شكنجه در جوامع قديمى ، اساس حكومت و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 523
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٢٣