حيرت ، دربارهء او سخن گفتهاند . بدينترتيب ، علىبن ابيطالب ( ع ) ، شخصيت ناشناختهاى نيست كه نياز به معرفى داشته باشد ، چنان كه وقتى از « متنبى » خواستند كه مدح على ( ع ) را بگويد ، چنين گفت :
« من به عمد مدح وصى را ، نمىگويم ، زيرا نور وجود او پرتوافشان و جهانگير است و راستقامتان در اين مرحله از عظمت ، خود معرف خود مىباشند و تعريف پرتو خورشيد كارى بيهوده است . »
ولى اگر شما كتاب جرج جرداق را دربارهء على ( ع ) مطالعه كنيد ، يقين خواهيد كرد كه شخصيت على هنوز ناشناخته مانده است و بايد بر همه و بهويژه براى شيعه ، كه در بالاى منارهها و منبرها نام او را برزبان مىآورند و صدها هزارتن از آنان همهساله به زيارت حرم مقدس وى مىشتابند ، بهطور كامل معرفى شود .
در گذشته و امروز ، علماى شيعه ، كتابهاى بسيارى دربارهء امام تأليف كردهاند . يكى از آنها كتابى در 32 جلد تأليف نموده و احاديثى را كه دربارهء على نقل شده ، جمعآورى كرده است . ديگرى در پيرامون حديث غدير 12 جلد كتاب نوشته است ، « علامه حلى » كتابى با عنوان الفين تهيه كرده و در آن هزار دليل عقلى و هزار دليل نقلى دربارهء امامت على ( ع ) و اولويت او به خلافت پس از پيغمبر ، آورده است . ولى جرج جرداق در كتاب بزرگ خود به هيچيك از آن دو هزار دليل اشاره نكرده است . او تنها از على ( ع ) ياد كرده و شخصيت او را به خوانندگان شناسانده است . جرج جرداق شخصيت على ( ع ) را از جنبههاى گوناگون مورد بررسى قرار داده است ، بدون اينكه به شهادتها و گفتههايى تكيه نمايد كه دربارهء فضائل امام ، معاصرين از پيشينيان نقل كردهاند !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٤