فرستادم ، تا اگر مطلبى گفتنى باشد ، بنويسند و ما آن را در فصلنامه « تاريخ و فرهنگ معاصر » ، به عنوان « تصحيح تاريخ » منتشر سازيم ، ولى استاد بلاغى ، طى نامهاى به اينجانب چنين نوشت :
به نام خدا
دوست دانشمند بسيار عزيز و شريفم جناب حجةالاسلام و المسلمين آقاى خسروشاهى ( دام بقائه و عزه ) نامهء مهرآميز آن جناب چند روز قبل وصول يافت .
از توجه و تفقدى كه نسبت به اين ارادتمند بذل فرمودهايد بسيار سپاسگزارم . اما در خصوص ماجراى كتاب الامام على ( ع ) بايد به عرض برسانم كه شرائط حال و مزاج بنده آمادگى براى انشاء مطالبى راجع به آن كتاب ندارد ، ولى همانطور كه در مذاكرات تلفنى معروض داشتم هرگاه سؤالاتى به صورت مصاحبه پيرامون آن كتاب طرح شود ، شايد بتوانم اطلاعات خود را در جواب بيان كنم .
ضمناً نامهاى هم كه حضرت آيةاللَّهالعظمى بروجردى قدس سره در اين باره براى بنده فرستادهاند موجود است ، و هرگاه مطالب آن منتشر شود ، كمك مؤثرى به روشن شدن وضعيت خواهد كرد .
در پايان سلامت و توفيق آن جناب را در نشر حقايق از خداى كريم مسئلت دارم ، و به ديدار آن بزرگوار بسيار مشتاقم .
والسلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
ارادتمند صدربلاغى 20 ديماه 72
. . . و همين نامه ، مرا واداشت كه به ديدار استاد صدربلاغى بروم و تجديد عهدى بكنم و گفتگوى كوتاهى با استاد بلاغى داشته باشم و البته ادامه آن را به وقت ديگر موكول كرديم كه متأسفانه ، ادامه آن
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 49
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٩