بعد از گذشت دورانى ، در پرتو يك انقلاب ملى كه داراى همهگونه وسائل و عوامل و اهداف يك انقلاب اصيل بود ، حكومت بهدست علىبن ابيطالب رسيد . « 1 » ولى بايد ديد كه علىبن ابيطالب مسئله حكومت را چگونه ارزيابى نمود و به چه نحوى با آن رفتار كرد و عاقبت كارش به كجا انجاميد ؟
هامش
( 1 ) مراد مؤلف از اين انقلاب ملى ، قيام مردم مسلمان برضد خلافت غيراسلامى عثمان و دار و دسته بنىاميه بود كه منجر به كشتهشدن عثمان و سقوط حكومت غيرقانونى بنىاميه گرديد و حق امام على بهدستش رسيد . . .
بحث درباره خلافت عثمان و سلطنت بنىاميه و كارشكنىهاى آنان برضد حكومت دمكراتيك امام ، در جلد چهارم كتاب به تفصيل خواهد آمد . م