يعنى حفظ احترام و كرامت انسان است . انسانى كه داراى فكرى فعال ، عاطفهاى حساس و بدنى مادى است كه خود مبين وجود جسمانى انسان بهشمار مىرود و داراى حقى است !
على درست به همان هنگام كه در راه تهذيب درون و پاكى وجدان و تقديس آزادى مردم كوشش مىكرد ، در راه بنياد جامعهء سالم و عادلى نيز مىكوشيد كه برپايهء قوانين متين و عادلانهاى استوار شود - و زيربناى آن با « عدالت اجتماعى » محكم گردد .
رغبت و شوق صادقانه على در سير در راه كمال انسانى و در تربيت عقل و دل و وجدان مردم و در تصفيه رذائل و اشاعه فضائل معنوى در بين آنها . . . و علاقهء شديد او در اين امور كه به طور مختصر فضائل اخلاقى يا معنوى مىناميم ، باعث شده بود كه او پيش از خلافت و بعد از آن ، در ساختمان بناى سالم اخلاقى و اجتماعى خود ، از يك نقطه خاص و معين شروع كند كه عبارت بود از : فراهمساختن نان و آب ، پوشاك و مسكن براى انسانى كه على مىخواهد به مرتبه بلند اخلاق فاضله برسد . و بهعبارت ديگر : نقطه آغاز ، تهيه « وسايل زندگى » بر انسانى بود كه على او را به صفاى درون و پاكى روح دعوت مىنمود .
كارگرى كه بهنحوى در جامعه كار مىكند ، ولى اجرت و مزدى به اندازه كار و كوشش خود دريافت نمىدارد و بلكه ثمره كوشش و مزد دسترنج او را احتكارگر سرمايهدار و ثروتمند خودخواهى غصب مىكند ، هرگز نمىتواند از شكوه هستى در شگفت آيد و هيچوقت نمىتواند زيبايى آفرينش و ارزش زندگى را درك كند و فرصتى هم نمىيابد كه مفاهيم عالى انسانيت را در دل و وجدان خود پرورش دهد !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 244
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٤٤