اين شكل از اشكال بخشش در واقع فرقى با رشوه ندارد - و اكثريت كسانى كه در تاريخ ما و تاريخ ديگران به كرم و بخشش مشهورند ، با اين نوع بخشش سروكار داشتند - علىبن ابيطالب در سراسر زندگى خود يكبار هم بدان دست نيالود و آن را نشناخت . كرم و بخشش على ، بنيان همهء جوانمردىهاى اوست . و با جان و دل او بههم آميخته است . او دختر خود را از اينكه گردنبندى را از بيتالمال به امانت گرفته توبيخ مىكند ؛ برادر خود عقيل را كه مختصرى از مال عمومى مردم را بى جا خواسته بود ، از خود مىرنجاند ؛ او رشوهخوار و هوادار مال بىكوشش و بدون حق را ، از خود طرد مىكند . با اين حال ، چنان كه در روايات صحيح آمده است ، او با دست خود نخلهاى گروهى از يهوديان را در مدينه سيراب مىكند ، تا آنجا كه دست او تاول مىزند و زخم مىشود و آنگاه مزدى را كه مىگيرد به بيچارگان و درماندگان مىبخشد و يا با آن بردگانى را مىخرد و بلافاصله آزاد مىسازد .
« شعبى » از زبان كسانى كه على را خوب مىشناختند روايت مىكند كه او بخشندهترين مردم بود كه از مال خود ، براى مردم مىبخشيد و اگر گواهى دشمن در بعضى موارد صحيحترين شهادتها باشد ، بايد فهميد كه بخشش و كرم على تا چه پايه بوده كه معاويةبن ابوسفيان هم به آن شهادت داده ، در حالى كه او هميشه مىكوشيد كه از على عيبجويى كند و از او انتقاد نمايد .
معاويه مىگويد : « اگر على خانهاى پر از طلاى ناب و خانهاى پر از علوفه داشته باشد ، طلا را پيش از علوفه مىبخشد ! »
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 216
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٦