است » « 1 » . و به سبب اين قرارداد بود كه خليفهء دوم بارها مىگفت : « اگر ابو عبيده يا سالم مولاى ابى حذيفه زنده بودند خلافت را به ايشان واگذار مىكردم » « 2 » .
در واقعهء تعيين خليفهء دوم هم ، اين جريان آشكار مىشود آنجا كه ابو بكر ، در مرض وفاتش ، عثمان را طلبيد و گفت بنويس :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
اين آن چيزى است كه ابو بكر بن ابى قحافه به مسلمانان وصيّت مىكند .
امّا بعد . . . در اينجا ابو بكر بيهوش شد . عثمان نوشت : امّا بعد ، من بر شما عمر بن الخطاب را خليفه قرار دادم و از خيرخواهى شما كوتاهى نكردم .
چون ابو بكر به هوش آمد گفت : بخوان . عثمان نوشته را خواند . ابو بكر گفت : اللّه اكبر ، ترسيدى مسلمانها بعد از من گرفتار اختلاف شوند ؛ بله ، همين را مىخواستم بگويم « 3 » .
عثمان از كجا خبر داشت كه ابو بكر چه كسى را مىخواهد بعد از خود براى خلافت تعيين كند ؟ معلوم مىشود كه قراردادى در كار آنها بوده كه به ترتيب ابو بكر ، عمر ، سالم ، ابو عبيده و عثمان ، يكى بعد از ديگرى ، خليفه شوند . اين امر نيز از دو كار خليفهء دوم ، عمر ، معلوم مىشود :
1 ) وقتى عمر به دست ابو لؤلؤ مضروب شد ، چون سالم و ابو عبيده « 4 » در
هامش
( 1 ) . العقد الفريد 4 / 274 .
( 2 ) . العقد الفريد 4 / 274 .
( 3 ) . تاريخ طبرى 1 / 2138 ، چاپ اروپا و چاپ مصر 3 / 52 .
( 4 ) . سالم مولاى ابى حذيفه ، در جنگ با مسيلمهء كذّاب ، در سال دوم خلافت ابو بكر ، كشته -