به كار مىبرد .
شايسته است يادآور شويم كه بارى تعالى مىفرمايد :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
[ نحل / 44 ] .
ما قرآن را بر تو نازل كرديم تا شما براى مردم بيان كنى آنچه را كه براى آنان نازل شده است .
قرآن با دوگونه وحى بر پيامبر ( ص ) نازل مىشد :
1 ) وحى قرآنى ، كه همان نصّ قرآن است ، كه از زمان پيامبر ( ص ) تا به امروز در دسترس همه است .
2 ) وحى بيانى ، كه با آن تفسير قرآن بيان مىشده است .
در بيان آيهء اول در روايت آمده است كه پيامبر ( ص ) در روز نوبت حفصه ، با كنيز خود ماريه همبستر شد و آنگاه كه حفصه از آن داستان آگاه گرديد ، پيامبر ( ص ) ، براى دلجويى حفصه ، ماريه را بر خود حرام فرمود « 1 » .
در آيهء دوم ، خداوند اين تحريم را رفع مىكند .
در آيهء سوم بيان شده كه پيامبر ( ص ) مطلبى را به عنوان راز به همسرش - حفصه - مىفرمايد ، او آن راز را فاش مىكند . خداوند ، پيامبرش را از كار وى آگاه مىسازد و آن حضرت ( ص ) ، حفصه را از فاش كردن آن راز آگاه مىكند . حفصه از پيامبر ( ص ) مىپرسد كه چه كسى شما را از اين كار آگاه ساخت ؟ پيامبر ( ص ) مىفرمايد : خداوند عالم آگاه ، مرا
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى 28 / 101 ، و نزديك به همين معنا نقل شده است در طبقات ابن سعد 8 / 135 ، چاپ اروپا .