گرفتهء از آن ، و يا ممزوج به آن باشد : از قبيل گلاب ، عطر آس ، آب بيد ، آب باقلى و مانند آن . پس استعمال هيچ يك از اين مايعات در رفع انواع حدث و ازالهء اقسام نجاست جائز نيست ، اما در غير اين موارد مانعى ندارد .
آب مطلق دو نوع است : جارى و راكد .
آب جارى طبعا پاك و پاك كننده و طاهر مطهر است و چيزى آن را نجس نمىكند مگر نجاستى كه يكى از اوصاف سه گانه ، يعنى : رنگ ، يا مزه ، و يا بوى آب را تغيير دهد .
آب راكد بر دو قسم است [ 1 ] : آب چاه ، و غير آن از آبهاى ديگر .
اما آب چاه طبعا پاك و پاك كننده است مگر اين كه نجاستى در آن بيفتد و در اين صورت حتما نجس مىشود [ 2 ] ، خواه آب چاه كم باشد ( آب قليل ) يا زياد ( آب
هامش
[ 1 ] - مؤلف در كتاب ( نهايه ج 1 ص 9 به بعد ) آب راكد را به سه قسم تقسيم كرده است : اول آب چاله ها و گودالها كه اگر به مقدار كر ، باشد نجس نمىشود مگر اين كه يكى از اوصاف آن با نجاست تغيير پيدا كند ، و اگر كمتر از كر ، باشد با ملاقات هر يك از نجاسات نجس مىشود .
دوم : آب اوانى و ظروف كه طبعا از كر كمتر است و با ملاقات نجاست نجس مىشود و در دنباله اين قسم ، حكم آب حمام را ياد كرده است بدين طريق : كه اگر داراى منبع و ماده باشد مانند آب جارى است و گر نه ملحق به آب اوانى و ظروف است . سوم آب چاه كه حكم آن را به كيفيت مذكور در متن بيان كرده است .
[ 2 ] - در حاشيهء شرح لمعه ( ج 1 ص 11 ) در بارهء نجاست چاه ، از كتاب ( مدارك ) سه قول نقل گرديده است :
اول : اين كه آب چاه مطلقا با ملاقات نجاست نجس مىشود ، و اين قول مشهور فقها است چنان كه جماعتى بدان تصريح كرده اند .
دوم : عدم نجاست آب چاه و باقى ماندن آن بر طهارت . و بنا بر اين قول ، موارد ( نزح ) كه به كشيدن تمام يا مقدارى از آب چاه در آن موارد حكم شده است ، حمل بر استحباب مىشود كليهء متأخران و جمعى از متقدمان مانند حسن بن ابى عقيل و شيخ طوسى و جز ايشان بر اين عقيده اند .
سوم : اين كه آب چاه طاهر است اما تعبدا بايد مطابق روايات ( نزح ) آب را بكشند . برخى از فقها مانند علامهء حلى در كتاب ( منتهى ) اين وجه را بر گزيده اند . و بسيار جاى شگفت است كه بر خلاف گفتهء شيخ طوسى در كتاب حاضر و كتاب نهايه كه به نجس شدن آب چاه تصريح نموده ، صاحب مدارك بنا بنقل مذكور ، عدم نجاست آن را بوى نسبت داده است .