بيرون نرفته ، و اين است معنى حديث حضرت امام رضا ( عليه السلام ) كه :
وَ هُوَ الْمالِكُ لِما مَلّكَهُمْ وَالْقادِرُ عَلى ما اَقْدَرَهُمْ عَلَيْهِ . ( 1 )
در صفحه چهارم و پنجم مىگويد :
زاد دانشمند آثار قلم * زاد صوفى چيست انوار قدم ( 2 )
تا مىگويد :
چون از ايشان مجتمع بينى دوبار * هم يكى باشند و هم سيصد هزار
بر مثال موجها اعدادشان * در عدد آورده باشد بادشان
مفترق شد آفتاب جانها * در درون روزن ابدانها
چون نظر بر قرص دارى خود يكيست * آنكه شد محجوب ابدان در شكيست ( 3 )
با اندك تأملى معلوم است كه اينها همه وحدت وجود است يعنى اگر خلق به ظاهر متعددند ، به سبب تعيّنات جسمانية ، ليكن حقيقت همه يكى است ، چنان كه موجهاى دريا نموديست بىبود ، همه يك آب است كه به اَشكال بروز مىكند ، چنان كه هر گاه آفتاب بر پنجره شيشههاى اَلوان مىتابد ، رنگهاى مختلف مىنمايد و حال آنكه يك آفتابست . چنان كه پيش از اين هم اشاره به اين مطالب شد . كسى توهّم نكند كه مرادش نفس ناطقه است زيرا هر كسى مىداند كه حقيقت افراد انسانى يك نفس نيست ، چنان كه از حديث : الأرواح جنود مجندة ، ( 4 ) معلوم مىشود . بلكه اهل اين مذهب نفوس ناطقه را ابدان مىدانند و جان جانان را حق تعالى مىدانند ، چنان كه از كلمات ديگر همين مولوى معلوم است ، كه :
هر لحظه به شكلى بت عيار برآمد * دل برد و نهان شد
هامش
1 - بحارالانوار ، ج 5 ، ص 16 بخشى از حديث 22 .
2 - مثنوى ، دفتر دوّم ، 160 .
3 - مثنوى ، دفتر دوّم ، 184 .
4 - من لا يحضره الفقيه ج 4 ، ص 380 حديث 5818 « الأرواح جنود مجنّدة ، فما تعارف منها ائتلف ، و ما تناكر منها اختلف » .