باسمه تعالى
حاج على اكبر مصلائى فرزند حاج ميرزا محمدعلى فرزند علاّمه حاج ميرزا ابراهيم است . جدّ مصلاّئى از احفاد شيخ مفيد قدّس سره مىباشد كه بعد از فتنه افاغنه براى احياى مراكز علمى از عراق به ايران سفر نمود . وى ابتدا در كرمان و سپس در يزد ساكن گرديد .
پدر مرحوم مصلاّئى در محلّهاى از محلاّت يزد به نام مصلاّى عتيق سكنى گزيد و در مسجد همان محلّه به امامت مشغول گشت ، از اين رو وى و فرزند او به نام مصلائى شهرت يافتند .
و اما ميرزا على اكبر مصلاّئى مؤلّف رساله در ردّ مثنوى از برزگانِ شاگردانِ شيخ انصارىقدّس سره مىباشد . وى فردى فقيه ، اصولى ، متكلّم ، و شاعر است كه جدّ ما سيد محمد ، كه از شاگردان برجسته وى مىباشد ، از وى به استادِ اكبر تعبير مىكند .
پدر اينجانب درباره وى گفته است : « الاورع الاتقى وحيد عصره و فريد اوانه . » ( پرهيزكارترين ، با تقوىترين ، يگانه زمانش ، سرآمد دورانش . . . ) .
مرحوم مصلائى زندگانى به غايت زاهدانه داشت و چه بسا از دسترنج خود روزگار را مىگذراند ، و با همه مقام علمى به وسيله پينه دوزى يا كفش دوزى ( ترديد از مؤلف است ) و نماز استيجارى زيور علم را با عرق جبين و كدّ يمين جلاى بيشتر مىداد ، و زيب دانش را در لباس قناعت جلوه ديگرى مىبخشيد .
بالاخره اين شخصيّت بزرگ بعد از عمرى زندگانىِ عالمانه و زاهدانه در سن هشتاد و سه سالگى بدرود حيات گفت و در بقعه امامزاده جعفر مدفون گرديد .
مرحوم مصلائى ظاهراً تأليفهاى زيادى داشته كه گويا دست حوادث و بىتوجّهى برخى ، نشانى از آنها باقى نگذاشته است .
تنها چند اثر از اين عالِم سخت كوش ( تا آنجا كه من مىدانم ) اكنون موجود است :
1 - رساله در ردّ مثنوى .
2 - كتابى در فقه .
3 - منظومهاى در مناسك حج كه مناسكِ استاد خود شيخ انصارى را به نظم در آورده است و با اين شعر آغاز مىگردد :
باسم إله البلد الحرام * و جاعل الاحلال و الاحرام
و با اين دو شعر پايان مىپذيرد :
و احمد الله على الامداد * مصلّياً على اولى الرشاد
محمد و آله الاطائب * و صحبه الاتباع فى النوائب
3 - منظومه ديگرى كه تهذيب تفتازانى را به شعر درآورده است و چنين آغاز مىشود :
الحمدلله العلى الهادى * ذى المجد و الاحسان و الايادى
و چنين پايان مىپذيرد :
و كان فى ستين و اثنتين * من بعد الالف ثم مأتين
اين دو منظومه به خط جدّ ما نزد ما موجود است .
نقدى بر مثنوى ( فارسي ) — صفحة 521
مساهمون: ميرزا علي اكبر المصلايي
ص٥٢١