بازگويد :
با كمال صراحت و از روى صداقت و صفا و منصفانه اعتراف مىكنم كه هنوز در اوّل قدم فرومانده و به سر سرّى از اسرار كلام مولانا نرسيدم .
مى گويم : اى كاش با اين دانايى و هشيارى چهل سال عمر خود را صرف قرآن شريف يا نهج البلاغه يا صحيفه سجاديه ، يا كتاب مستطاب اصول كافى و . . . نموده بود ، و استكشاف اسرار كتاب مثنوى را به يوم تبلى السرائر ( 1 ) واگذاشته بود .
يكى از بزرگان اهل علم كه حافظ قرآن و نهج البلاغه است مىفرمود : گاهى در خلوت نهج البلاغه را در مقابل خود قرار داده ، فكر در رموز آن مىنمودم و گاه از مظلوميّت على ( عليه السلام ) كه در ضمن فرمايشات آن حضرت ظاهر است اشك مىريختم .
و چقدر مايه افتخار است براى ما مسلمانان و شيعه ، تفسير شريف الميزان از مرحوم علاّمه معاصر طباطبايى ، كه اين شخصيّت بزرگ مقدار زيادى از عمر شريف خويش را صرف تفسير كلام خدا نمود و اين اثر باقى را از خود به يادگار گذاشت .
و در پايان ، كلام روژه گارودى را از مجلّه كيهان فرهنگى نقل مىكنيم كه مىگويد :
به نظر من از بزرگترين شاعران جهان مولاناى رومى است ، مطالب زيادى درباره وى نوشته ام ، و در كينيا به خاطر مطالعاتم درباره وى درجه دكترا به من اعطا شد . ( 2 )
امّا مثنوى از نظر مخالف
مخالفين مثنوى ( و طبعاً مولوى ) دو دستهاند :
دسته اول كسانى هستند كه اصولاً مخالف مرام و مسلك تصوفند و مثنوى را از آن جهت كه متضمن مطالب صوفيانه و مروّج آن است مورد انتقاد قرار مىدهند . اين دسته معتقد هستند اصولاً جوهر تصوّف ، انحراف از دين و شريعت ، و مبانى آن
هامش
1 - سوره طارق آيه 9 ، يعنى روزى كه رازهاى نهان فاش شوند .
2 - مجلّه كيهان فرهنگى سال يازدهم ، فروردين ماه 1373 ، اين جمله اگر چه به ظاهر تعريف مولوى است ، امّا در حقيقت ستايش از مثنوى است ، به اين مناسبت نقل كردم .