اين كلام و شعر مثنوى به تبع استادش شمس تبريزى است كه به او مىگويد : « اگر اسلام نزد شما مقام والايى دارد ، ممكن است هر فرد ديگر با اعتقاد ديگرى در پيش خدا مقام بالاترى داشته باشد ; من با مسيحيان وعده دادم بايد بروم ، نه براى بحث مذهبى ، بلكه معاشرت كاملاً دوستانه . » ( 1 )
و در سابق گذشت كه مثنوى براى امتثال امر شمس از محلّه جهودان سبوى شراب براى او مىآورد ، و خود شمس به مطربخانه يهودان مىرود ، و به مثنوى دستور مىدهد كه يك دسته از آن مطربان را حاضر كند . ( 2 )
و بزرگ اينان معروف كرخى بود كه وقتى از دنيا رفت ميان ترسايان و جهودان و مؤمنان بر سر جنازه او نزاع درگرفت و هر يك مىگفتند او از ماست . ( 3 )
و نيز هم اينان گفتهاند :
چنان با نيك و بد سر كن كه بعد از مردنت عرفى * مسلمانت به زمزم شويد و هندو بسوزاند
امّا ما معتقديم و مىگوييم كه دين حق يكى است ، و تنها كسانى را مؤمن و اهل نجات مىدانيم كه معتقد به اسلام واقعى باشند ; شاهد ما بر اين مدّعا قرآن و روايات است كه براى نمونه به برخى از آنها اشاره مىكنيم .
خداوند متعال در قرآن مىفرمايد :
قد كانت لكم اسوة حسنة في ابراهيم والذين معه إذ قالوا لقومهم إنّا برء ؤامنكم و ممّا تعبدون من دون اللّه كفرنا بكم و بدابيننا و بينكم العداوة و البغضاءُ حتّى تؤمنوا باللّه وحده . . . ( 4 )
« همانا براى شما نمونه نيكويى است در ابراهيم و كسانى كه با اويند ، وقتى كه
هامش
1 - خيراتيه : 1 / 327 . نقل از نفحات الانس .
2 - نى نواز اوّل شمس تبريزى : 109 .
3 - خيراتيه : 2 / 212 ، نقل از تذكرة الاولياء .
4 - سوره ممتحنة ، آيه 4 .