و ملاّ جامى گفته :
روزى كه نمايشش به يك منوال است * اندر صفت كمال هر يك حالست
در به دو وجود اگر بقايى دارد * اين نيست بقاء تجدّد امثال است
امّا عبارت سابق كه « الدنيا ساعة » بر فرض كه حديث هم باشد دلالتى بر مدّعاى آنها ندارد ; زيرا ساعت در لغت به معنى زمان اندك آمده است ، شاعر گويد :
و لو لم يكن إلاّ معرج ساعة * قليلاً فانّى نافع لى قليلها
و مرحوم شيخ طوسى ( رحمه الله ) در تهذيب از حضرت صادق ( عليه السلام ) نقل كردهاند كه آن حضرت از رسول خدا چنين روايت مىكند : تنفّلوا في ساعة الغفلة ( 1 ) در ساعت غفلت نافله بخوانيد و سپس آن حضرت ساعت غفلت را به وقت بين مغرب و عشاء تفسير فرموده است . ( 2 )
ساعت بر قيامت هم اطلاق شده است ، آنجا كه مىفرمايد :
و هم عن الساعة مشفقون . ( 3 )
« آنها از قيامت ترسانندگانند . »
و همچنين در آيات ديگر . و از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نقل شده كه فرمود :
بعثت أنا و الساعة كهاتين . ( 4 )
« مبعوث شده ام من و قيامت مثل اين دو » ، و اشاره فرمود به انگشت سبّابه و وسطى ، كه اشاره است به اينكه آن حضرت خاتم پيامبران و رسول آخر زمان است و بعد از ايشان پيامبرى نخواهد آمد تا قيامت برپا شود .
حاصل كلام آنكه اين عبارت علاوه بر اينكه ثابت نيست كه حديث باشد بر
هامش
1 - تهذيب شيخ طوسى 1 / 205 ، قطع رحلى .
2 - به كتاب مفتاح الفلاح شيخ بهايى ( رحمه الله ) صفحات 196 - 197 - 198 مراجعه فرماييد تا معنى ساعت بر شما روشن شود .
3 - سوره انبياء آيه 49 .
4 - مسند احمد حنبل 3 / 124 .