و دو تا بودن خالق و مخلوق را بيان مىكند ، به عنوان مثال پيامبر با آن مقام ادّعا ندارد كه با خدا يكى است ، بلكه خدا را مىخواند و مىگويد :
فانصرنا على القوم الكافرين ، ( 1 ) و يا امام معصوم عرض مىكند : الهى ضيفك ببابك ، ( 2 ) يا مىگويد : الهى فقيرك ببابك ، مسكينك بفنائك ، ( 3 ) و همين طور مردم از خدا مىخواهند و او را مىخوانند .
آنچه مهم است ريشه يا بى اين فكر منحرف است كه همانطور كه در ابتداى بحث اشاره شد ، وحدت وجود و موجود را عدّهاى از فلسفه نوافلاطونى ، و عدّهاى ديگر از جوكيان هند گرفتند ، و شايد ريشهاى هم در خرافات مسيحيت داشته باشد .
لازمه قول به تثليث كه از اركان مسيحيت است تجسّم و تجسّد خداوند است ، و وحدت وجوديها و اتحادىها نيز كه از حلوليّه ( 4 ) شمرده مىشوند ناچار قائل به اين مطلبند .
در كتاب المنجد كه نويسنده آن مسيحى است مىنويسد : « المعموديّة : اوّل اسرارالدين المسيحى و باب النصرانيّة ، و هى غسل الصبي و غيره بالماء باسم الأب و الابن و الروح القدس . » ( 5 )
« معموديّه اوّلين سرّ از اسرار مسيحيت و راه ورود به نصرانيت است ، و آن عبارت است از شستن بچّه يا غير او با آب با نام پدر و پسر و روح القدس . »
نويسنده گويد : آيه شريفه صبغة اللّه و من أحسن من اللّه صبغة ( 6 ) در ردّ همين بدعت نصارى نازل شده است ، مرحوم شبّر در تفسير خود چنين گفته است :
هامش
1 - سوره بقره ، آيه 286 . يعنى : پس ما را پيروز كن بر گروه كافران .
2 - سوره بقره ، آيه 286 . يعنى : پس ما را پيروز كن بر گروه كافران .
3 - بحارالانوار ، 8 / 52
4 - حلول در اصطلاح حكماء عبارت است از يكى شدن چيزى با چيز ديگر به نحوى كه از اشاره به يكى اشاره به ديگرى لازم آيد . فرهنگ فرق 165 .
5 - المنجد : عَمَدَ .
6 - سوره بقره ، آيه 138 .