قوّتى گيرد خيالات ضمير * بلكه صورت گيرد از بانگ صفير ( 1 )
السماع : الغناء ( 2 ) ، و در بعض روايات نيز از غناء به سماع تعبير شده است . ( 3 )
سابق بر اين گفتيم كه مولويّه سماع را جايز مىدانند ، بلكه همانطور كه مرحوم علاّمه مجلسى در آخر كتاب عين الحياة فرموده آن را عبادت خداوند مىدانند . ( 4 )
مرحوم فيض كاشانى در كتاب حقايق نوشته است :
« از جمله گول خوردهها دستهاى هستند كه خود را اهل ذكر و تصوّف ناميدهاند ، مدّعى هستند كه كار ما از روى حقيقت و خالى از تصنّع و تكلّف است ، اينان خرقه پوشيده ، حلقهوار مىنشينند و ذكرهايى اختراع مىكنند ، اشعارى به غناء مىخوانند و تهليل مىگويند ( 5 ) ، ولى علم و معرفت در آنها راه ندارد .
شهيق و نهيق ( 6 ) را بدعت نهاده و رقص و كف زدن را اختراع نمودهاند ، اينها
هامش
1 - مثنوى : دفتر چهارم / 742 . سماع عبارت است از وجد و سرور و پاى كوبى و دست افشانى ( رقص ) صوفيان با آداب و تشريفات خاص ( فرهنگ معين ) . ( إ )
2 - لسان العرب : مادّه « سمع » .
3 - وسائل الشيعه ج 12 / 229 حديث 22610 .
4 - عين الحياة : باب مذمّت متابعت صوفيّه ، مصباح چهارم .
5 - يعنى ذكر « لا إله إلاّ اللّه » .
6 - شهيق فرياد بلند انسان را مىگويند ، و نهيق عبارت از صداى خر است .