همه اينها به كتاب عارف و صوفى چه مىگويند ( 1 ) ، همچنين به كتاب بررسى تاريخ تصوّف آقاى عميد زنجانى از معاصرين مراجعه فرماييد .
بهرحال كتبى كه نام برديم يا بطور عموم مرام و مسلك مثنوى را مورد نقد قرار دادهاند ، و يا به طور خصوص اشعار مثنوى را آورده و آن را نقد و رد كردهاند .
محكوميت رهبانيت و انزوا به شيوه صوفيه دين مقدّس اسلام دينى است كه ايمان و عمل در آن توأماً خواسته شده است و گوشه گيرى و انزوا و چله نشينى و رياضيات باطله را كه صوفيه به آن پرداختهاند رد كرده است ، در اينجا به عنوان نمونه به چند حديث اشاره مىشود .
مرحوم محدّث قمى در حالات عثمان بن مظعون كه از صحابه بزرگ پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است چنين نقل مىكند :
انس مىگويد : عثمان بن مظعون پسرى داشت كه از دنيا رفت ، او از شدت غم و غصّه گوشه انزوا را اختيار كرده و در خانه به عبادت پرداخت ، خبر به پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) رسيد ، آن حضرت نزد عثمان آمد و فرمود : خدا براى ما رهبانيت يعنى انزوا و گوشه گيرى قرار نداده ، رهبانيت امّت من جهاد در راه خدا و رفتن به ميدان جنگ است . ( 2 )
در حديث ديگر از امام صادق ( عليه السلام ) چنين نقل كرده است :
زوجه عثمان بن مظعون نزد رسول خدا آمد و گفت : اى پيامبر خدا ، عثمان روزها
هامش
1 - نوشته علاّمه فقيه متكلّم و زاهد معاصر مرحوم حاج ميرزا جواد آقا تهرانى كه در زهد شخصيتى نمونه و از شاگردان مرحوم حاج ميرزا مهدى اصفهانى ساكن مشهد بودهاند .
2 - سفينة البحار 2 / 160 ، عثم .