و سلطنت بعد از شهادت اميرالمؤمنين و تحميل صلح بر امام حسن ( عليهما السلام ) براى معاويه ثابت و مسلّم شد ، سال سنّت و جماعت نام نهاد . و كرابيسى گفته است : اين اسم را يزيد بن معاويه قرار داد وقتى - خاكم بر سر - سرِ بريده سيّدالشهداء امام حسين ( عليه السلام ) را به پيش او بردند ، پس هر كه از آن دركه سرهاى بريده را آوردند داخل شد سنّى نام نهادند . ( 1 ) مرحوم سيّد پس از آن كلام ابن عبدربّه را در عقدالفريدنقل مىكند . ( 2 )
امّا كلمه « شيعه » بر زبان مبارك خود رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) زياد جارى شده ، از آن جمله فرموده است : شيعة على هم الفائزون . ( 3 )
« شيعه على تنها رستگارانند » ، و جمله از نظر ادبى افاده حصر مىكند .
و باز فرموده است : يا على ترد على الحوض انت وشيعتك رواءً مرويّين . ( 4 )
« اى على تو و شيعيان تو در قيامت وارد مىشويد بر حوض و از آن سيراب مىشويد . » و فرموده است : بخّ بخّ من شيعة على بن ابى طالب . ( 5 )
« خوشا به حال پيروان على بن ابى طالب ( عليه السلام ) . »
در عين حال با اين همه احاديث كه در فضل شيعه وارد شده ( 6 ) ، مثنوى آنچنان توهين مىكند كه گذشت و جامى و بعض ديگر كه خود را اهل سنّت مىدانند نيز
هامش
1 - ولى احتمال اوّل اقرب به نظر است .
2 - طرائف ابن طاوس ( رحمه الله ) 205 .
3 - بحارالانوار 40 / 26 .
4 - بحارالانوار 39 / 212 .
5 - بحارالانوار 68 / 77 .
6 - به كتاب سفينة البحار « شيع » مراجعه كنيد .