تقيّه نكردند ، و اللّه العالم و هو الحاكم . ( 1 )
نمونه اى از فقه اهل سنّت
مثنوى در جايى وضو گرفتن پيامبر را نقل مىكند و مىگويد :
خواست آبى و وضو را تازه كرد * دست و روا را شست او زان آب سرد
هر دو پا شست و به موزه كردراى * موزه را بربود يك موزه رباى ( 2 )
قرآن كريم و روايات متواتره از اهل بيت ( عليهم السلام ) در زمينه مسح پا رسيده است ، و طبعاً مورد اجماع فقهاء شيعه هم هست ، اما اهل سنت ( مذاهب اربعه ) به جاى مسح پاها را مىشويند .
فروزانفر در مأخذ قصص و تمثيلات مثنوى داستانى به اين مضمون نقل مىكند كه موسى بن انس گفت : حجّاج در اهواز خطبه خواند و گفت : هيچ جاى انسان مثل پاها كثيف نيست ، پس همه ، پاها را بشوييد . انس گفت : حجّاج دروغ گفت ، و خدا راست فرموده كه گفته است : مسح كنيد . ( 3 )
و همه از ابن عباس روايت كردهاند كه گفته : « الوضوء غسلتان و مسحتان » يعنى
هامش
1 - اى كه جان خيره را رهبر كنى وى كه بيره را تو پيغمبر كنى
دفتر پنجم 784 .
در پاورقى نسخه انتشارات كلاله خاور ص 291 س 36 ( نمره 22 ) چنين آمده است : اشاره است به آيه [ 7 ] در سوره ضحى ، و وجدك ضالاًّ فهدى ; و درباره أبوطالب سابقاً گفتيم كه از نسخه وقار چنين آورده است : در پى احمد چنين بيره بماند شايد مقصود اين باشد با وجود آنكه ابوطالب در خدمت پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بود ايمان نياورد و بيراهه رفت .
براى آشنايى به تفسير آيه ( و وجدك ضالاًّ فهدى ) به تفسير صافى مرحوم فيض ج 5 ، ص 341 چاپ مؤسسه اعلمى بيروت مراجعه شود .
2 - مثنوى دفتر سوّم ، 3238 .
3 - مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، 118 . اصل اين روايت در تفسير طبرى در ذيل آيه وضو نقل شده است .