مولوى مىگويد :
از شربت اللهى و زجام انا الحقّى * هر يك به قَدَح خوردند ، من با خُم و قنينه ( 1 )
يا : اين هيكل آدمست روپوش * ما قبله جمله سجدههاييم
و سلطان ولد ، فرزند و تربيت شده مولوى و شمس ، در حالى كه مقام صوفيانه پدرش را با مقام حلاّج مقايسه مىكند ، مدّعى مىشود چنان مقام فناء پدرش بالاتر از حلاّج است كه اگر حلاّج در زمان وى بود مولوى را به دار مىزد :
اَندرين دور اگر بُدى منصورحال ايشان شدى بر ايشان مستور
خصم گشتى و قصدشان كردى * در سياست بدارشان بُردى ( 2 )
همچنين به نقل مناقب العارفين سلطان ولد به مولوى مىگويد : اگر حلاّج يك جمله انا الحق گفت ، اكنون از هر يك از بيتهاى شما انا الحق مىبارد .
البته تنها اين مولوى يا شمس تبريزى نبود كه در قرن هفتم پرچم قطبيّت و فنا و انالحق گفتن را در دست گرفته بودند ، بلكه دهها شيخ و ولى و قطب و غوث و مرشد و و اصل و . . . بودند كه ادّعاهاى بزرگ ( قطبيت ) داشتند ، و سخنان كبريايى و عجيب و غريب بر زبان جارى مىكردند . مشايخ و اقطابى چون : ابوالحسن شاذلى : يكى از بزرگان صوفيّه و سرسلسله طريقه پرنفوذ شاذليه ، هاشمى دسوقى : بنيان گذار فرقه هاشميّه و يكى از به اصطلاح اقطاب اربعه ( رفاعى ، گيلانى ، بدوى ، هاشمى ) ، احمد بَدَوى : مؤسّس طريقه بدويّه ، و يكى از اقطاب اربعه . عطار نيشابورى : شاعر و صوفى قرن هفتم و مورد توجه مولوى . نجم الدين كبرى : شيخ المشايخ صوفيّه و بنيان گذار طريقه كبرويّه و تربيت كننده چهرههاى شاخص تصوّف ، سعد الدين حَمّوى : شيخ پرآوازه شام و خراسان ، معين الدينِ
هامش
1 - قِنينَه : آوندى كه در آن شراب پر كنند ، مانند شيشه و صراحى ( فرهنگ معين ) . ضمناً اين دو بيت را رساله سپهسالار از مولوى نقل كرده است .
2 - ولد نامه ص 198 .