و همين طور كافى است به احاديث نبوى كه در ينابيع المودّة قندوزى حنفىنقشبندى عامله اللّه بلطفه الخفى آمده است مراجعه كند آنجا كه مىگويد : « واخرج أبونعيم في الحلية و غيره في غيرها عن أبى الطفيل أنّ عليّاً قام . . . إلى أن قال : قال ( صلى الله عليه وآله و سلم ) :
من كنت مولاه فهذا على مولاه ، اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه ، فقال على ( عليه السلام ) : صدقتم ، و أنا على ذلك من الشاهدين . ( 1 )
يعنى : ابونعيم و غير او روايت كردهاند كه على ايستاد . . . تا آنكه مىگويد رسول خدا فرمود :
« من مولا و سرپرست هر كس هستم اين على نيز مولاى اوست ، خداوندا دوست بدار هر كه او را دوست دارد ، و دشمنى كن با هر كس كه او را دشمن دارد ، پس على ( عليه السلام ) گفت : راست گفتيد و من از شاهدان اين قضيّه هستم . »
و به همين مضمون روايت كرده است حذيفة بن اسيد الغفارى و ديگران ، و براى اطّلاع بيشتر بر رواة حديث شريف غدير و متن صحيح آن به جلد اوّل كتاب شريف « الغدير » نوشته علاّمه معاصر مرحوم آية اللّه امينى ( رحمه الله ) مراجعه نماييد .
مثنوى و حضرت ابوطالب ( عليه السلام ) خود يكى بوطالب آن عمّ رسول * مىنمودش شنعه عريان مهول
گفتش اى عم يك شهادت تو بگو * تا كنم با حق خصومت بهر تو
گفت ليكن فاش گردد از سماع * كلّ سر جاوز الاثنين شاع
ليك گر بوديش لطف ماسبق * كى بدى اين بددلى با جذب حق
الغياث اى تو غياث المستغيث * زين دو شاخه اختيارات خبيث ( 2 )
هامش
1 - ينابيع المودّة 1 / 36 - 37 .
2 - مثنوى : دفتر ششم 195 . و در بعض نسخهها مصراع بيت دوّم چنين است : تا نمايم من شفاعت بهر تو .