و باز گويد :
آنكه عالم مست گفتارش بدى * كلّمينى يا حميراء مىزدى ( 1 )
و باز در فضيلت عايشه حديثى ساختهاند كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فرمود :
فضل عايشه على سائر النساء كفضل الثريد على سائر الطعام . ( 2 )
« برترى عايشه بر ساير زنان مثل برترى نان و آبگوشت است بر ساير غذاها . »
در جاى ديگر مثنوى درباره عايشه مستانه سروده :
چون درآمد آن ضرير ( 3 ) از در شتاب * عايشه بگريخت بهر احتجاب ( 4 )
كرد اشارت عايشه با دستها * او نبيند ليك من بينم ورا ( 5 )
در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى روايت احتجاب را در يك جا راجع به ام سلمه و ميمونه آورده ، در جاى ديگر راجع به حضرت زهرا ( عليها السلام ) ، و سپس راجع به عايشه . ( 6 )
ولى مثنوى در اين ميان عايشه را انتخاب كرده است به چه دليل ! ؟ ( 7 )
هامش
1 - مثنوى : دفتر اوّل ، 2428 . فروزانفر در كتاب مأخذ احاديث مثنوى ص 21 ، حديث كلّمينى يا حميراء را از احاديث ساختگى دانسته است ، مىگويم فرمودهاند : كفى بالمرء ان يحدّث بكلّ ما سمع ، يعنى كافى است كه انسان دروغگو شمرده شود به جهت اينكه هر چه را از هر كس شنيد ، نفهميده و نسنجيده بدون نسبت به گوينده آن بازگو كند ، كه اين براى دروغگويى گوينده و سراينده كفايت مىكند .
2 - مسند احمد حنبل 3 / 156 .
3 - ضرير يعنى كور ، و در خبر از عبداللّه بن امّ مكتوم مؤذن پيامبر نام برده شده كه نابينا بوده است .
4 - مثنوى : دفتر ششم ، 673 .
5 - مثنوى : دفتر ششم ، 687 .
6 - مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، 201 .
7 - در معارف ولد فرزند و دست پرورده مولوى روايت خلاف واقع ديگرى در تقديس عايشه آمده كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) پاهاى عايشه را مىبوسيد ، عايشه به خود باليد ، چند رو زپيامبر به او نظر نكردند ، عايشه به خدا تضرع كرد و خطاب رسيد به پيامبر كه عايشه را درياب . پيامبر از عايشه عذر خواست و دست و پاهاى او را بوسيد و گفت : اى عايشه مپندار كه من دست و پاى تو را براى دوستى صورت تو مىبوسم ، نه براى حق مىبوسم ; در پوست روى تو روى دوست را مىبينم . . . ( معارف ولد ، ص 23 )