مطلق دست مىدهد . ( 1 )
گيتا ( يكى از كتابهاى مقدس هندو ) نيز همين مطلب را تأييد مىكند : . . . وصال به حق و استغراق در ابديّت موجب مىشود كه وى همه چيز را با ديده تجانس و يك رنگى بنگرد . . . و متعاقب اين حالت ، يگانگى و وحدت خالق و مخلوق ، و مقام بقا در ذات الهى ، حاصل مىشود . ( 2 )
اين مرحله را يوگاى همانندى مىگويند .
مولوى گويد :
چون به صورت آمد آن نور سره * شد عدد چون سايههاى كنگره
كنگره ويران كنيد از منجنيق * تا رود فرق از ميان اين فريق
ديگرى گويد :
كيستم من سالك و اصل شده * مر مرا ذات خدا حاصل شده
همچنين گويد :
منم الله در عين كمالم * منم الله در عين وصالم
منم الله خود در خود بديدم * به خود گفتم كلام خود شنيدم
اينجاست كه شطحيات صوفيه و هندوها گل مىكند . صوفى ( حلاّج ) مىگويد : « اناالحق » و فقيران هندو مىگويند : « اَهم بَرْهماسمى » ( من برهما ( خدا ) هستم ) .
همچنين مولوى گويد :
بانگ زد يارش كه بر در كيست آن * گفت بر در هم تويى اى دلستان
در « چاندوگيا اوپانيشاد » آمده است : در ازل اى پسر اين هستى كه يكى است و ثانى ندارد وجود نداشت . از اين رو نيستى ( مرتبه هوهويت و غيب مكنون ) هستى پديد آمد ( مرحله ظهور و احديت يا واحديت ) . سپس اوپانيشاد به صفات ديگر آفرينش
هامش
1 - آيينهاى هندو ، ص 122 .
2 - اديان و مكتبهاى فلسفى هند ، ص 312 و 313 .