ذيل اين جمله به گونهاى قابل توجيه است و لزوماً به معناى وحدت موجود نيست ) .
در فرهنگ هندو آمده است : « جيوآتمان » عبارت است از هستى مطلق كه تنزّل از مرتبه اطلاق نموده ، به عالم كَثَرات و تعيّن آمده است .
قبلاً گذشت كه كريشنا به ارجونا مىگويد : هر آن كس كه مرا در همه چيز و همه چيز را در من ببيند نه من از او منفصل مىشوم و نه او از من . تفسير شانكارا در مورد اين متن نيز قبلاً گذشت .
سلوك و فنا يكى ديگر از بنيانهاىِ اصلى ، و در حقيقت قطب دوّمِ مكتب تصوّف ، سلوك و فنا است ، كه به اصطلاح ، شاهكار تصوّف است . البته در فرهنگ قرآن و روايات مسئله لقاءالله كه به نوعى دوئيّت محفوظ است و فناء حقيقى نيست مطرح گرديده است .
اينجاست كه صوفيان از هر باب و از هر رنگ سخن گفتهاند . آن همه شعر و غزل و ترانه ، و آن همه كتابهاى سير و سلوك و آن همه رسالههاى مقامات و منازل ، همچنين نقل انبوه كرامات ( از راست و دروغ ) و سخنانِ عجيب و غريب و شطحيات ( كه حتى سرها را بردار كرده ) همه و همه نشانه گرم بودن بازارِ سلوك و فناء صوفيانه است .
در اين ميدان و فضا هر كسى راهى رفته و هر گروهى سازى نواخته است .
يكى سر به بيابان مىگذارد ( احمد جام و . . . ) .
يكى در شكاف و سوراخ كوهها مىخزد ( اشكفتيه ) .
يكى واژگونه خود را در چاه مىآويزد ( ابو سعيد ابو الخير ) .
يكى دل به سماع و ترانه و رقص مىسپارد ( احمد غزّالى ، مولوى ، عراقى ، . . . ) .
يكى به تماشاى شاهدان ( نوجوان ) مىنشيند ، و سينه به سينه اَمردان مىسايد ( اوحد الدين كرمانى ، روزبهان بقلى . . . ) .
يكى به خيال وصل ، نماز و عبادت ترك مىكند ( احمد معشوق و . . . ) .
يكى بدون نياز به گدايى مىپردازد ( شبلى و . . . ) .
نقدى بر مثنوى ( فارسي ) — صفحة 141
مساهمون: ميرزا علي اكبر المصلايي
ص١٤١