كردهاى و من آنچه تو مىپندارى نيستم و تو به نوشيدن شراب سزاوارترى ! كسى كه دستش به خون مسلمانان آغشته است و مردم را مىكشد و خون آنان را مباح كرده در حالى كه خداوند ريختن خون افراد بىگناه را حرام كرده است .
مسلم اين مجاهد نستوه و شجاع و مومن و صبور توانست حكام بنىاميه را در مقر فرماندهى آنان در كوفه رسوا و محاكمه كند ، بطوريكه ابن زياد درپى افكار توجيهى بود ، همانند ديگر طاغوتيان كه براى ادامه حكومت پليد خود درپى توجيه هستند تا بدينوسيله به حكومت خود صورت شرعى بدهند و چنين وانمود كنند كه خداوند اين قدرت را به آنان ارزانى داشته است . در حالى كه ابن زياد بيش از ديگران نيك مىدانست كه تا چه اندازهاى از راه خدا و وحى و پيامبر و ارزشهاى انسانى بدور است .
ابن زياد سراسيمه پاسخ مىدهد :
- اى فاسق ! هوا و هوس ، تو را به سوى آنچه خدا براى تو نخواسته و تو را شايسته آن نگردانيده ( حكومت ) سوق مىدهد .
مسلم در كمينگاه اين ديكتاتور بود و با قدرت حق به وى پاسخ داده و گفت :
- اگر ما شايسته آن نيستيم ، پس چه كسى شايسته آن است ؟
- ابن زياد گفت : اميرمؤمنان يزيد ! !
مسلم پاسخ گفت : بهر تقدير خداوند را شاكر هستيم ،
نمونه هاى ايثار 4 - حضرت مسلم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: خاكرند
ص٣٣