مىدهد تا درآمدى بدست آورد .
6 - هر كس خون ، كُليه و يا عضويى از بدن خود را فروخت احتياط آن است كه خمس بهاى مبالغ دريافتى را بپردازد .
7 - هر كس روزى او از خُمس باشد و درآمد خمس او بيش از مخارج وى باشد بايد خُمس مازاد آن را بپردازد .
8 - به رشد عينى در اموال ، خمس تعلّق مىگيرد ، چه اين رُشد پيوسته باشد مانند افزايش رشد درختان و يا رشد و فربه شدن چارپايان و چه رشد غير پيوسته مانند زاد و ولد انعام و بارورى درختان .
9 - امّا در رشد ارزشى اجناس تفصيل وجود دارد ، اگر افزايش نرخ اجناس بدليل تورّم باشد ، سود بشمار نمىآيد ، ولى اگر رشد حقيقى در ارزش كالا باشد و مالك آن را بفروشد كه سودآورى بر او مترتّب گرديده است ، و يا كالا نزد مالك بماند كه در اين صورت خُمس بر او مترتّب نمىشود ، مگر اينكه كالا اصولًا براى تجارت بوده ، پس بين فروش و عدم فروش آن تفاوتى ندارد و خمس بر افزايش آن واجب مىگردد .
10 - باغ و مزرعه ، و مرغدارى و نظاير آن كه انسان براى استفادهء شخصى خود مورد بهرهبردارى قرار داده ، خمس بر رشد و افزايش آن و مقدار ميوه و گوشتى كه خود استفاده كند ، واجب نمىگردد .
ولى اگر آن را براى سرمايهگذارى اختصاص داده باشد هر رشد و افزايش آن بعنوان غنيمت و بهره بشمار مىآيد و بايد خمس آن را پرداخت . و همچنين است اگر محصول باغ و يا مزرعه شخصى او افزون بر نياز شخصى باشد و آن را به فروش رساند بايد خمس آن
احكام خمس (فارسى) — صفحة 47
مساهمون: خاكرند
ص٤٧