سفيدى و سياهى است .
د - ممكن است كه واسطهاى نباشد ، مانند حركت و سكون .
ه - امكان دارد موضوع طبيعت ، جنس باشد ، مانند عدد نسبت به زوج و فرد .
و - ممكن است نوع باشد ، مانند انسان نسبت به مرد و زن .
ز - ممكن است اعم مطلق باشد ، مانند شيئى نسبت به خير و شر .
ح - ممكن است عروض ايندو متضاد بر موضوع به صورت على البدل جايز باشد ، مانند سياهى و سفيدى .
ط - امكان دارد عروض ايندو ضد به صورت قسمت باشد ، مانند گنگ و گويا ( اعجم و ناطق ) .
ى - امكان دارد در يك زمان ، موضوع شايستگى پذيرش هردو را داشته باشد ، مانند عدل و جور .
ك - ممكن است اين شايستگى در دو زمان باشد ، مانند أمرد ( كسى كه ريش درنياورده ) و ملتحى ( كسى كه ريش درآورده ) .
ل - امكان دارد كه انتقال موضوع از يك ضد به ديگرى جايز باشد ، مانند حركت و سكون .
م - ممكن است انتقال موضوع از يك ضد به ديگرى جايز نباشد ، چون به صورت تقسيم است .
ن - ممكن است يك موضوع فقط يك ضد داشته باشد ، مانند حركت كه ضدش فقط سكون است .
س - امكان دارد كه يك موضوع بيش از يك ضد داشته باشد ، مانند ترس كه به دو اعتبار داراى دو ضد است ، به اعتبارى ضد شجاعت و به اعتبارى ديگر ضد تهوّر است .
آنچه تاكنون گفته شد ، به حسب مشهور بود ، اما ضد به حسب تحقيق خاصتر از اين است . زيرا تضاد در حقيقت براى امورى وجودى است كه ميان آنها نهايت خلاف باشد و بالفعل در يك موضوع نتوانند اجتماع كنند ، ولى به صورت تعاقب مىتوانند بر يك موضوع عارض شوند . بر اين اساس فقط ميان دو موجود مىتواند تضاد برقرار باشد و يك پديده فقط مىتواند يك ضد داشته باشد ، اگرچه واسطههايى وجود داشته باشند .
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٨٦