مىآيد و نيز مانند اوضاعى كه براى مستدير نسبت به چيزى خارج از آن يا داخل در آن لازم مىشود .
ب - اختلاف به نوع ، مانند اوضاعى كه براى يك شخص به خاطر ايستادن و سرنگون افتادن ( انتكاس ) پديد مىآيد . زيرا در هردو صورت ( ايستادن و انتكاس ) تناسب اجزا موجود است اما نسبت اجزا با جهات عالم مختلف است .
بايد دانست كه در مثال فوق ، مقصود از ايستادن ، حالتى كه براى انسان در حال برخاستن پديد مىآيد ، نيست ، بلكه مراد هيأتى است كه پس از ايستادن كامل ( انتصاب ) وجود خواهد داشت . ولى كلمهء ايستادن ، مشترك لفظى ميان هردو حالت است .
در اين مقوله به سبب نسبت با اضداد ، ضدّ ، عارض مىشود ، مانند ايستادن و سرنگون افتادن ( انتكاس ) ، بر قفا خوابيدن و بر رو افتادن .
همچنين شدت و ضعف در ميان اوضاع وجود دارد ، مانند بر قفا خوابيدهتر يا كمتر بر قفا خوابيده .
2 - مقولهء « أين » : مكان عبارت است از سطح داخلى جسم حاوى كه مشتمل بر محوى است . براساس اين تعريف ، كلّ داراى مكان نيست .
« أين » داراى انواعى است كه براساس انواع مكان است ، مانند در جهت بالا بودن ، در جهت پايين بودن ، در آب بودن ، در هوا بودن ، در خانه بودن ، در بازار بودن .
أين عبارت از هيأتهايى است كه از نسبت ذات متمكن و مكان لازم مىآيد ، ( بنابراين أين غير از ذات متمكن و غير از مكان است ) . اين هيأتها بر چند صورتاند :
الف - هيأت حقيقى ، مانند مكان مخصوص براى يك پديده ( متمكن ) كه در آن مكان غير از آن متمكن پديدهء ديگرى نمىتواند باشد ، مانند كوزه نسبت به آب ، در صورتى كه كوزه پر از آب باشد .
ب - هيأت غير حقيقى ، مانند نسبت خانه به مردم .
ج - هيأت طبيعى يا ذاتى ، مانند بالا بودن نسبت به آتش .
د - هيأت قسرى يا عارضى مانند هوا نسبت به سنگى كه به بالا پرتاب شود .
ه - هيأت برقرار ( قارّ ) مانند مكان زمين نسبت به زمين .
و - هيأت غير قارّ ، مانند مكان مرغ نسبت به مرغى كه در حال پريدن است .
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٧٩