احسان را ندادن ، ( كه اين هردو ، كارى زشت و خسيس مىباشند ) و نيز در مقابل احسان كردن ، كفران نمودن يا اسائه كردن ، همكارى نكردن دوستان در يارى خير و شر .
و اما اسبابى كه سبب سستى غضب مىشوند ، عبارتاند از : عدم تصور قصد استهانت و حمل نمودن آن بر سهو يا اشتباه ، اعتراف ، استغفار ، خشوع ، تذلل ، خاموشى ، خجلت ، خوشبرخوردىاى كه مقتضى انبساط خاطر شخص غضبناك است ، هيبت داشتن كسى كه مورد غضب قرار گرفته و حياى غاضب از او ، شهرت او به نيكى و كمآزارى ، كوچكى و حقارت او ، توبيخ ديگرى بر او ، آميخته شدن فعلى كه موجب غضب است با فعلى كه جميل بوده يا امرى كه معروف است ، انتقام و خونخواهى ، پيروز شدن يا نزول بلا بر فردى كه مورد غضب قرار گرفته ، گذشت روزگار دراز ، شخصى كه مورد غضب قرار گرفته همان عملى را كه با شخص غضبكننده كرده با خود يا با دوستان خود انجام دهد ، عذابى كه براى غاضب پيش آمده و غضب در كنار آن عذاب به فراموشى سپرده مىشود .
بايد دانست كه خوف و غضب با همديگر جمع نمىشوند .
2 - صداقت : يكى از حالات انسان ، ديگران را براى آنان خواستن ( و نه براى خود خواستن ) است ، و اين حال صداقت نام دارد . اگر اين حال ، ملكه شود ، سبب احسان به ديگران در امور ممكن است .
دوست ، كسى است كه در پنهان و آشكار ، با دوست خود شريك بوده ، در غم و شادىاش ، غمناك و شادمان باشد . در حالى كه دشمن اينگونه نيست . احسان مقتضى صداقت از دو جانب است .
كسى كه منعم باشد ، مورد توجه و دوستى ديگران قرار مىگيرد ، به ويژه اگر انعام او متوالى و پىدرپى بوده و بدون منت ، و با طيب نفس و بدون توقع جزا باشد . همچنين كسى كه مردم از او توقع انعام دارند ، دوست دارند . علاوهبر اين افراد ديگرى نيز مورد دوستى قرار مىگيرند : دوست دوست ، دشمن دشمن ، بخشندهاى كه چيزى از كسى قبول نمىكند ( مانند سخاوتمندان ) ، كسانى كه مطلقا چيزى از كسى نمىپذيرند ( مانند ابرار ) كسانى كه بدون مئونهء زياد زندگى مىكنند ، كسى كه سليم النفس است ، اصحاب فضايل ، بزرگهمتان عظيم القدر ، ظريفان و شوخطبعان ، صالحان ، كمككنندگان ،
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 626
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٦٢٦