تعجب از حلم او انجام مىشود ، نيز از همين قبيل است .
ى - ممكن است به سبب خوش آمدن جمهور ، جورى انجام شود ، مانند آنچه با بدكاران مىشود .
كسانى كه خوشباور هستند ، به خاطر كمى احتياط همواره در معرض ستم قرار دارند .
3 - امورى كه به ستم مربوط است مانند :
الف - ستمى كه مىتوان آن را پنهان داشت ، مانند آنكه در غوغا و ازدحام بوده ، يا كسى حضور ندارد تا آن را مشاهده كند ، يا
ب - ستمى كه غرامت آن از غنيمتش كمتر است .
ج - ستمى كه غنيمتش به زودى به دست آمده اما غرامتش اخروى است .
د - ستمى كه به جهت كوچكىاش ، از سوء عاقبت در امان است .
ه - ستم در موضعى كه حاكمى نيست .
و - ستمى كه مىتوان آن را به شوخى منتسب نمود .
ز - ستمى كه از راه فريفتن اوهام ديگران باشد ، مثلا چنان آشكارا انجام شود كه مردم بگويند اين امر ستم نيست ، زيرا اگر ستم بود ، آشكارا انجام نمىشد .
بايد توجه داشت ، كه هيچگاه نمىتوان از ستم نادر و كم ، خود را نگاه داشت ، مانند ستمى كه از دوستان واقع مىشود .
آنچه تاكنون گفته شد مربوط به شكايات بود . و امّا اكنون پيرامون اعتذار و استغفار سخن مىگوييم :
تظلم ، يعنى ظلامه و داد خود را از حاكم خواستن . و ظلامه ، حال مظلوم است . در مقابل تظلم از ظالم ، تنصل قرار دارد و آن عبارت است از دفع سخن متظلم . تنصل يا به انكار است و يا به اقرار .
الف - انكار : در تنصل انكارى يا اصل وجود ظلم مورد انكار قرار مىگيرد و يا كيفيت آن بهگونهاى كه ظلم باشد ، انكار مىشود . زيرا گونههاى مختلف شرور ، صرفا بهگونهاى خاص ، شر بوده و گرنه به نفس خود ، شر نيستند .
تحديد وجوه يا براساس شريعت غيرمكتوب ( قوانين عرفى ) بوده و يا براساس
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 620
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٦٢٠