چگونگى محافظت از هريك از اين شهرها را بداند . همچنين خطيب بايد بر اوضاع شهر خود ، مواضع مقابله با دشمن ، در بندها ، مواضع خللپذير و خللناپذير شهر ، اصناف حيلهها و دفع هريك از آنها ، موقعيت گروههاى مردمى ، چگونگى اصلاح آنها ، حال ذخيرههاى ضرورى و غيرضرورى و چگونگى ترتيب هريك و بالأخره كيفيت كمك گرفتن از هريك از اصناف مردم ، آگاه باشد .
د - مشورت در امور مربوط به شرايع و سنتها . اين امور بر دو نوع هستند : كليات و جزئيات . كليات در شرايع عام غيرمكتوب ( غيرآسمانى ) امورى است كه انديشمندان ، حكما و عقلا آن را مىپذيرند . شرايع عام مكتوب ، امورى است كه كتب انبيا ( ع ) آنها را بيان نمودهاند . امور فرعى اينها ، امورى هستند كه مجتهدان فقيه آنها را از حالت قوت به فعليت درآوردهاند .
و اما امور جزئى ، عبارت از محافظت سنتها و دولتهاست .
اين باب ( امور شرايع و سنن ) مهمترين ابواب خطابه است و كسى كه در اين امور مورد مشورت قرار مىگيرد بايد ماهرترين و عالمترين خطبا باشد . چنين فردى بايد از اين امور آگاه باشد : حال اشتراكات مفرد و تركيباتى كه از آن مفردات حاصل مىشود و هر عادت و اخلاقى كه به مقتضاى هر اشتراكى است ، اسباب انعقاد و انفساخ اشتراكات .
زيرا آنچه مقتضى اشتراك است ، موجب اتحاد غرض جامعه شده و آنچه مقتضى افتراق است اين است كه اضداد آنها از خارج - برحسب ضديت با غرض - يا از داخل - به سبب افراط يا تفريط مديران - صادر شده و مقتضى از بين رفتن ارادهء ديگران است .
سياستهايى كه اشتراكات را در جامعه نگه مىدارد چهار صنفاند و با انشعاب ، شش صنف مىشوند :
الف - سياست وجدانى ، اين سياست ، سياستى است كه صاحب آن راضى به شركت غير در آن نيست . اين سياست داراى دو شعبه است :
1 - سياست تغلبى كه هدف سياستمدار از آن غلبه بوده و براى رسيدن به اين هدف ، مردم را در بندگى و خدمت خود نگاه مىدارد .
2 - سياست كرامت ، در اين سياست نظر مدير بر كرامت متبوع - در جاه ، صيت و مدح - بوده و مردم برحسب استعداد خود در اين سياست شركت مىكنند .
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 609
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٦٠٩